تبليغاتX
 
:: عطش حضور ::  



...آدمم

که از پاره ای گل با روح ولایت تو جان گرفته ام

و فرشتگان یکسر به نور تو سجده میکنند

که از چشمان من می افروزد

و در پیش نام تو فرو می افتند که از لبانم می تراود

و می بینی که این آمدن ها و رفتن ها ، این کهنه شدن ها

این بیمار شدن ها و پیر شدن ها همه برای توست

...نوحم

که روزگاران دراز ریشخند کسان را به سخره گرفته ام

و در برهوت تجدد از درد کهنه ات سفینه نجات ساخته ام

و بر آن همراهان دوگانه نشانده ام

و از غرقاب گمراهی و تیره بختی رهانده ام

...عیسایم

که در هر کوی و بازار  بانگ عشق تو برآورده ام

و به اعجاز نامت مردگان را زنده کرده ام

و می نگری فوج فوج زندگان برخاسته از گور را

که کفن بر خویش پیچیده اند

و با من به پابوس حیات جاوید تو آمده اند

دو چشم را خیره در نگاه تو

دو پای را رهنورد راه تو

دو دست را آویخته در دامانت

دو گوش را به انتظار فرمانت

و دلی به امید آمدنت

یا مهدی...

+نوشته شده درنهم تیر 1388ساعت 8:20 توسط آرزو کلاهچی |