تبليغاتX
 
:: عطش حضور ::  



ای حامی بی یاران، زیبا گل جاویدان

از خیل مریدانت، چهره منما پنهان

سردار عدالت خواه، شکوه مکن اندر چاه

زیرا که شود پیدا، غمخوار در این ویران

ای ساقی میخانه، افزون بده پیمانه

خواهم که شوم سرمست،از میکده ی ایمان

مصداق صفات حق، ای پادشه مطلق

هر که به تو رو آورد، آزاد شد از زندان

ای سرو سهی رعنا، صد وای براین دنیا

تنها شده ای تنها، از غفلت مغروران

ای مقصد رهپویان، مقصود ثناگویان

خواندست تو را منجی،سرسلسله ی عرفان

کارم نبود مولا، با لیلی و شیرین ها

بنگر که دگر ماندم، در مسلک درویشان

از هجر رخت بنگر، این نادم دل مضطر

چشمش شده هم آهنگ، با مثنوی باران

+نوشته شده درسوم آبان 1388ساعت 6:56 توسط آرزو کلاهچی |

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه اشکها به چهره ها رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ،تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ وچوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم ودل شکسته ایم نه

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام

دوباره صبح ،ظهر ،نه غروب شد نیامدی

+نوشته شده درسی و یکم مرداد 1388ساعت 8:17 توسط آرزو کلاهچی |

یک عمر زخم های ما را بستی

هرروز کشیدی به سر ما دستی

شعبان که به نیمه می رسد آقا جان

ما تازه به یادمان میاید هستی

+نوشته شده درشانزدهم مرداد 1388ساعت 8:10 توسط آرزو کلاهچی |

ظهورت را شنیدم عنقریب است       

ولی قدری برای من عجیب است

زبس كه دیركردی در ظهورت

مرا قدری بعید از این قریب است

نمی گویم بیا! اما بدان كه

دل ایلی برایت بی شكیب است

تمام لحظه هایم بی حضورت

پر از" عَجّلِ" پر از "اَمَّن یجیب" است

بیا ای ناخدای باخدایان

بیا دیگر زمانه نانجیب است

نه این تعیین تكلیف است، اما

بیا دلهای ما حسرت نصیب است

به هر حال ای تو غایب، ای تو حاضر

كه یاد تو شفا، نامت طبیب است

گمان دارم تو روزی خواهی آمد

كه كوچه، خانه، پر از بوی سیب است

+نوشته شده دریازدهم تیر 1388ساعت 8:4 توسط آرزو کلاهچی |

                                                        :::: یا بقیه الله آجرک الله :::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::

 

از فراقت به جواني همگي پير شديم
بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم
 
بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست
عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم
 
تا که وصفي ز کمان و خم ابروي تو رفت...
در پي ديدن رويت همگي تير شديم
 
از کمان خانه ي زلفت همه بالا رفتيم
در سراشيبي ابروت سرازير شديم

گو گدايان در اين خانه بيايند که ما
از گدايي به در تو همگي مير شديم
 
عاشقان همچو (( رها )) در گرو بند تو اند...
جمله در حلقه ي تو در غل و زنجير شديم

 

+نوشته شده دریازدهم دی 1387ساعت 8:25 توسط آرزو کلاهچی |

عاشق عاشقی-نیمه شعبان

کاش شبي مست حضورم کني،
با خبر از وقت ظهورم کني،
کاش که اين فاصله راکم کني،
محنت اين قافله را کم کني،
هرکه به ديدار تو نائل شود، يک شب حلال مسائل شود،
اي نفست یارو مدد کار ما،
کي و کجا وعده ي ديدار ما؟

+نوشته شده دربیست و هشتم شهریور 1387ساعت 23:30 توسط آرزو کلاهچی |

یارب مددی.. اسیر دنیا شده ایم
لبریز.. زموج غم چو دریا شده ایم
در وسعت بیکران عالم....از درد
مهدی برسان که سخت تنها شده ایم

                                                         هاشمی زا ده

+نوشته شده درچهارم شهریور 1387ساعت 15:8 توسط آرزو کلاهچی |

 

روز جمعه منتظر هستم بيايي‘ مهديا

 

آسمان تيره ام روشن نمايي ‘مهديا

 

از غم هجران تو چشمان من باراني است

 

رخ نما اي گنج پنهان خدايي‘ مهديا

 

حسرت ديدار تو‘ آهي شده همراه دل

 

مردم از هجران و از درد جدايي‘ مهديا

 

در جوار خانه ات هر خار هم‘ گل مي شود

 

آخر هر نيكي و عشق و صفاي‘ مهديا

 

عيسي مريم ردايت بوسه باران مي كند

 

منجي و هم وارث ملك ولايي ‘مهديا

 

شب به شب تا با نگ فردا ‘هر دعايي خوانده ام

 

تا كه يكدم بر (سحر) ديده گشايي ‘مهديا

 

                         اللهم عجل لوليك الفرج

                         

+نوشته شده دریازدهم مرداد 1387ساعت 22:53 توسط آرزو کلاهچی |

آتش عشق تو در سینه نهفتن ...................... تا کی ؟

همه شب از غم هجر تو نخفتن...................... تا کی ؟

طعنه از غیر تو ای یار شنیدن...................... تا کی ؟

روی نادیده و اوصاف تو گفتن

تا کـــــــــــــــی؟

چهره بگشای که رخسار تو

دیدن دارد

سخن از لعل تو ای دوست

شنیدن دارد

اللهم عجل لولیک الفرج

+نوشته شده دردهم مرداد 1387ساعت 22:52 توسط آرزو کلاهچی |

در آرزوی فرج تو
بارها
گلهای نرگس را بوئیده ام

و سر
بر سجاده ی عشق گذاشته ام

تا شاید

از عطر نفسهایت
زندگی ام تازه شود

باور کن
نمیدانم ...

چگونه
بی قراری ام را
در پس چشمهایم
پنهان کنم

التماس دعا

+نوشته شده درسی ام تیر 1387ساعت 7:44 توسط آرزو کلاهچی |

بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها

وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها

جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد

نغمه یا ابـن الـحسن سـر مـی کنـد

+نوشته شده درچهاردهم تیر 1387ساعت 22:33 توسط آرزو کلاهچی |