تبليغاتX
 
:: عطش حضور ::  



کوتاه در باره دحوالارض:  

  وَ الْأَرْضِ و َمَا طَحَاهَا "
قسم به زمين و كسى كه آن را گسترانيده است.                                                                                 

بيست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند:                     

"روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد" .
گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد.               

  اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :
پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست          

 تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ،                                             

اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود .    

این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .
در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات  و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع)  نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .
تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع  به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :
روزه این روز همانند روزه هفتاد سال وکفاره گناهان هفتاد سال است .
برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...
از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس"  خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است .   
و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .
روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند.  
 و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود .

+نوشته شده دربیست و دوم آبان 1388ساعت 11:20 توسط آرزو کلاهچی |

ای حامی بی یاران، زیبا گل جاویدان

از خیل مریدانت، چهره منما پنهان

سردار عدالت خواه، شکوه مکن اندر چاه

زیرا که شود پیدا، غمخوار در این ویران

ای ساقی میخانه، افزون بده پیمانه

خواهم که شوم سرمست،از میکده ی ایمان

مصداق صفات حق، ای پادشه مطلق

هر که به تو رو آورد، آزاد شد از زندان

ای سرو سهی رعنا، صد وای براین دنیا

تنها شده ای تنها، از غفلت مغروران

ای مقصد رهپویان، مقصود ثناگویان

خواندست تو را منجی،سرسلسله ی عرفان

کارم نبود مولا، با لیلی و شیرین ها

بنگر که دگر ماندم، در مسلک درویشان

از هجر رخت بنگر، این نادم دل مضطر

چشمش شده هم آهنگ، با مثنوی باران

+نوشته شده درسوم آبان 1388ساعت 6:56 توسط آرزو کلاهچی |