تبليغاتX
 
:: عطش حضور ::  



طبق روايات، شباهت هايى ميان حضرت مهدىعجل الله تعالي فرجه الشريف و برخي از انبياء و ائمه عليه السلام آمده است كه به برخي از آنها اشاره مي شود؛
هابیل :
نزديك ترين فرد خانواده (يعني برادرش قابيل) وي را كشت و نزديك ترين افراد خانواده( يعني عموي ايشان جعفر كذاب) قصد كشتن امام قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف را نمود.
حضرت شیث عليه السلام :
حضرت شيث عليه السلام اجازه نيافت كه علم خودش را آشكاركند، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز اجازه نيافته علم خود را آشكار نمايد تا روزي كه وقت آن تعيين شود.
حضرت نوح عليه السلام :
عمر طولانى
حضرت ادریس عليه السلام :
1.حضرت ادریس عليه السلام به آسمان بالا برده شد، وحضرت مهدى عجل الله تعالي فرجه الشريف را هنگام ولادت، روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمانها برد.
2.حضرت ادریس عليه السلام نيز از قومش غايب شد.
حضرت هودعليه السلام :
حضرت نوح عليه السلام ، ظهور حضرت هودعليه السلام را بشارت داده بود و خداوند، كافران را به وسيله او هلاک گرداند.
حضرت ابراهیم عليه السلام :
1.حضرت ابراهيم عليه السلام دوران حمل و ولادتش مخفيانه بود و رشد او در يك هفته، به اندازه يك ماه و در یك ماه به اندازه يك سال بود.
2.حضرت ابراهيم عليه السلام نيز دو غيبت داشت.
حضرت يعقوب عليه السلام :
حضرت يعقوب عليه السلام منتظرِ فرَج بود تا اينكه خداوند پس از مدتى طولانى، پريشانى اش را برطرف ساخت.
حضرت يوسف عليه السلام :
حضرت يوسف عليه السلام زيباترين اهل زمان خود و نيز مدتى غايب بود
حضرت خضر عليه السلام:
عمر طولانى وي و حضور هر ساله در مناسك حج
حضرت موسی عليه السلام :
دوران حمل و ولادتش مخفى بود و دو غيبت داشت از ترس دشمنانش غايب شد و بنى اسرائيل منتظر قيامش بودند.حضرت عیسی عليه السلام :
فرزند بهترين زنان زمانش بود و در شكم مادر تكلّم مى كرد و در گهواره سخن مى گفت، خداوند او را به آسمان برد و مردم درباره اش اختلاف كردند و به اذن خداوند، مرده را زنده مى كرد.
حضرت محمّدصل الله عليه و آله و سلم :
اسم، كنيه، خوش خلقي
حضرت امام علی عليه السلام :
زهد و شجاعت
حضرت امام حسن عليه السلام :
حلم و بردبارى
حضرت امام سجاد عليه السلام :
عبادت
حضرت امام صادق عليه السلام :
كشف علوم و بیان احکام برای مردم
حضرت امام محمّدتقی عليه السلام :
دركودكى به امامت رسيد

+نوشته شده دربیست و دوم بهمن 1387ساعت 8:22 توسط آرزو کلاهچی |

انتظار هميشه با شور ، شوق ، آرزو و اميد همراه است !

   آگر اميد و انتظار نبود زندگي نيز نبود !

   انتظار محرك انسان به جلو و آينده اي بهتر است !

   انتظار با صبوري و شكيبايي آشنا و همدم است !

   انتظار و فراق است كه بر زيبايي وصال آن كه منتظرش هستيم مي افزايد !

   اگر فراق و انتظار نبود وصال و رسيدن به مقصود و محبوب چندان جذاب نبود !

   انتظار جوهره ، استعداد و پتانسيل آدمي را آشكار مي سازد !

   انتظار رقت قلب مي آورد !

   انتظار قساوت ها را به رقت ها ، بي رحمي ها را به مهرورزي ها بدل نموده است !

   انتظار آستانه تحمل آدمي را به گونه اي چشمگير بالا برده است !

   انتظار ميزان اضطراب و استرس را كاهش داده است !

  انتظار ادبيات جهان را تحت تاثير شگرفي قرار داده است !

  انتظاري سازنده است كه با خود براي منتظر پويايي و تحرك آورد!

  انتظار نبايد وسيله تخدير ، خمودي ، ركود ، ايستايي و توقف باشد !

  انتظار ايستادن با اميد است نه نشستن مايوسانه !

  انتظار حركت است نه توقف !

   انتظار ايمان راسخ است نه ترديد !

   انتظار محرك است نه مخدر !

   انتظار از سر آگاهي و بصيرت است نه جهالت و ناداني !

   انتظار ساختن است و نه فقط سوختن !

   انتظار به روز شدن است نه فسيل شدن !

   انتظار آرزوهاي خيالي و توهمي نيست ، اميد به شدن است !

   انتظار آرامش بخش است نه نگران كننده !

   انتظار شهود محبوب است اما نه با چشم سر ، كه با چشم دل !

   انتظار عرفان است نه دكّان !

   انتظار حماسه ساز است نه زهد فروشي !

   انتظار توهم نيست ، حقيقت است !

   انتظار ابزار تحميق و تخدير عوام نيست ، موجب رشد و بيداري است !

   انتظار آستانه تحمل را براي سرزنش خار مغيلان بالا مي برد

   انتظار غروبي است كه طلوعي حتمي در پي دارد !

   انتظار خوش بيني است نه خوش خيالي !

   انتظار آفريننده است نه تخريب كننده !

   انتظار زندگي بخش است و نه ميراندن !

   انتظار آينده اي واقعي است نه آينده اي خيالي !

   انتظار برخواسته از آرزويي است كه آرزوهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد !

   انتظار و اميد ، خردمندانه ترين گزينه براي ادامه حيات و زندگي است ! 

   انتظار تدريجا زندگي ما را كاهش مي دهد يعني ما براي انتظار هزينه مي كنيم بنابراين خردمندانه نيست كه انتظار چيزي را داشته باشيم كه از  اهميت بالايي برخوردار نيست !

   انتظار سرمايه تمام ناشدني فرهنگ پر غناي تشيع علوي است !

   انتظار ، شيعه را چون رگه اي از آب شيرين در سيلاب گل آلود تاريخ ظلم و ستم اميدوارانه به پيش برده است !

انتظار نسيم فرح بخش و مژده دهنده وصال يار دلنواز است
+نوشته شده دردهم بهمن 1387ساعت 12:2 توسط آرزو کلاهچی |

قسمتى از اسامى مبارك  حضرت مهدی عج را كه با الفاظ مختلفى در بسيارى از كتب مذهبى  اديان و ملل مختلف جهان آمده است، از نظر خوانندگان گرامى مى گذرانيم.
1 ـ «صاحب» در صحف ابراهيم(عليه السلام);
2 ـ «قائم» در زبور سيزدهم;
3 ـ «قيدمو» در تورات به لغت تركوم;
4 ـ «ماشيع» (مهدى بزرگ) در تورات عبرانى;
5 ـ «مهميد آخر» در انجيل;
6 ـ «سروش ايزد» در زمزم زرتشت;
7 ـ «بهرام» در ابستاق زند و پازند;
8 ـ «بنده يزدان» هم در زند و پازند;
9 ـ «لند بطاوا» در هزار نامه هنديان;
10 ـ «شماخيل» در ارماطس;
11 ـ «خوراند» در جاويدان;
12 ـ «خجسته» (احمد) در كندرال فرنگيان;
13 ـ «خسرو» در كتاب مجوس;
14 ـ «ميزان الحق» در كتاب اثرى پيغمبر;
15 ـ «پرويز» در كتاب برزين آذر فارسيان;
16 ـ «فردوس اكبر» در كتاب قبروس روميان;
17 ـ «كلمةُ الحقّ» در صحيفه آسمانى;
18 ـ «لِسانِ صدق» هم در صحيفه آسمانى;
19 ـ «صمصام الاكبر» در كتاب كندرال;
20 ـ «بقية اللّه» در كتاب دوهر;
21 ـ «قاطع» در كتاب قنطره;
22 ـ «منصور» در كتاب ديد براهمه;
23 ـ «ايستاده» (قائم) در كتاب شاكمونى;
24 ـ «ويشنو» در كتاب ريگ ودا;
25 ـ «فرخنده» (محمّد) در كتاب وشن جوك;
26 ـ «راهنما» (هادى و مهدى) در كتاب پاتيكل;
27 ـ «پسر انسان» در عهد جديد (اناجيل و ملحقات آن);
28 ـ «سوشيانس» در كتاب زند و هومو من يسن، از كتب زردتشيان;
29 ـ در كتاب «شابوهرگان» كتاب مقدس «مانويه» ترجمه «مولر» نام «خود شهر ايزد» آمده كه بايد در آخر الزمان ظهور كند، و عدالت را در جهان آشكار سازد;
30 ـ «فيروز» (منصور) در كتاب شعياى پيامبر.
علاوه بر اين ها اسامى ديگرى نيز براى حضرت مهدى(عليه السلام)در كتب مقدّسه اهل اديان ذكر شده است كه ما به جهت اختصار از نقل آنها خوددارى نموديم.
اسامى مقدّسى چون: «صاحب، قائم، قاطع، منصور و بقية اللّه» كه در كتب مذهبى ملل مختلف آمده است، از القاب خاصّ وجود مقدّس حضرت حجّت بن الحسن العسكرى ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشريف ـ است كه در بيشتر روايات اسلامى، به آنها تصريح شده و ائمّه معصومين(عليهم السلام) در اكثر روايات، از آن حضرت به عنوان «صاحب»، «قائم» و «بقية اللّه» ياد كرده اند. و اين خود بيانگر اين واقعيّت است كه موعود همه اُمّتها و ملّتها همان وجود مقدّس منتظر غايب، حضرت حجّت بن الحسن العسكرى (عليه السلام) است.

+نوشته شده درنهم بهمن 1387ساعت 7:51 توسط آرزو کلاهچی |

مسأله عقيده به ظهور مصلحى جهانى در پايان دنيا امرى عمومى و همگانى است، و اختصاص به هيچ قوم و ملّتى ندارد. سر منشأ اين اعتقاد كهن و ريشه دار، علاوه بر اشتياق درونى و ميل باطنى هر انسان ـ كه به طور طبيعى خواهان حكومت حقّ و عدل، و برقرارى نظام صلح و امنيّت در سرتاسر جهان است ـ نويدهاى بى شائبه پيامبران الهى در طول تاريخ بشريّت به مردم مؤمن و آزادى خواه جهان است.
تمام پيامبران بزرگ الهى در دوران مأموريّت الهى خود به عنوان جزيى از رسالت خويش به مردم وعده داده اند كه در آخر الزمان و در پايان روزگار، يك مصلح بزرگ جهانى ظهور خواهد نمود و مردمان جهان را از ظلم ظالمان و ستم ستمگران نجات خواهد داد و فساد، بى دينى و بى عدالتى را در تمام جهان ريشه كن خواهد ساخت و سراسر جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد.
سيرى كوتاه در افكار و عقايد ملل مختلف جهان مانند: مصر باستان، هند، چين، ايران و يونان و نگرش به افسانه هاى ديگر اقوام مختلف بشرى، اين حقيقت را به خوبى روشن و مسلّم مى سازد كه همه اقوام مختلف جهان با آن همه اختلاف آرا، عقايد و انديشه هاى متضادّى كه با يكديگر دارند، در انتظار مصلح موعود جهانى، بسر مى برند.
اينك براى اين كه در باره اين موضوع سخنى به گزاف نگفته باشيم فهرست مختصرى از بازتاب اين عقيده را در ميان اقوام و ملل مختلف جهان در اينجا مى آوريم:


1 ـ ايرانيان باستان معتقد بودند كه: «گرزا سپه» قهرمان تاريخى آنان زنده است و در «كابل» خوابيده، و صد هزار فرشته او را پاسبانى مى كنند تا روزى كه بيدار شود و قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.
2 ـ گروهى ديگر از ايرانيان مى پنداشتند كه: «كيخسرو» پس از تنظيم كشور و استوار ساختن شالوده فرمانروايى، ديهيم پادشاهى به فرزند خود داد و به كوهستان رفت و در آنجا آرميده تا روزى ظاهر شود و اهريمنان را از گيتى براند.
3 ـ نژاد اسلاو بر اين عقيده بودند كه از مشرق زمين يك نفر برخيزد و تمام قبايل اسلاو را متّحد سازد و آنها را بر دنيا مسلّط گرداند.
4 ـ نژاد ژرمن معتقد بودند كه يك نفر فاتح از طوايف آنان قيام نمايد و «ژرمن» را بر دنيا حاكم گرداند.
5 ـ اهالى صربستان انتظار ظهور «ماركو كراليويچ» را داشتند.
6 ـ برهمائيان از دير زمانى براين عقيده بودند كه در آخر زمان «ويشنو» ظهور نمايد و بر اسب سفيدى سوار شود و شمشير آتشين بر دست گرفته و مخالفين را خواهد كشت، و تمام دنيا «برهمن» گردد و به اين سعادت برسد.
7 ـ ساكنان جزاير انگلستان، از چندين قرن پيش آرزومند و منتظرند كه: «ارتور» روزى از جزيره «آوالون» ظهور نمايد و نژاد «ساكسون» را در دنيا غالب گرداند و سعادت جهان نصيب آنها گردد.
8 ـ اسن ها معتقدند كه پيشوايى در آخر الزمان ظهور كرده، دروازه هاى ملكوت آسمان را براى آدميان خواهد گشود.
9 ـ سلت ها مى گويند: پس از بروز آشوبهايى در جهان، «بوريان بور ويهيم» قيام كرده، دنيا را به تصرّف خود درخواهد آورد.
10 ـ اقوام اسكانديناوى معتقدند كه براى مردم دنيا بلاهايى مى رسد، جنگهاى جهانى اقوام را نابود مى سازد، آنگاه «اودين» با نيروى الهى ظهور كرده و بر همه چيره مى شود.
11 ـ اقوام اروپاى مركزى در انتظار ظهور «بوخص» مى باشند.
12 ـ اقوام آمريكاى مركزى معتقدند كه: «كوتزلكوتل» نجات بخش جهان، پس از بروز حوادثى در جهان، پيروز خواهد شد.
13 ـ چينى ها معتقدند كه «كرشنا» ظهور كرده، جهان را نجات مى دهد.
14 ـ زرتشتيان معتقدند كه: «سوشيانس» (نجات دهنده بزرگ جهان) دين را در جهان رواج دهد، فقر و تنگدستى را ريشه كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.
15 ـ قبايل «اى پوور» معتقدند كه: روزى خواهد رسيد كه در دنيا ديگر نبردى بروز نكند و آن به سبب پادشاهى دادگر در پايان جهان است.
16 ـ گروهى از مصريان كه در حدود 3000 سال پيش از ميلاد، در شهر «ممفيس» زندگى مى كردند، معتقد بودند كه سلطانى در آخرالزمان با نيروى غيبى بر جهان مسلّط مى شود، اختلاف طبقاتى را از بين مى برد و مردم را به آرامش و آسايش مى رساند.
17 ـ گروهى ديگر از مصريان باستان معتقد بودند كه فرستاده خدا در آخر الزمان، در كنار خانه خدا پديدار گشته، جهان را تسخير مى كند.
18 ـ ملل و اقوام مختلف هند، مطابق كتاب هاى مقدّس خود، در انتظار مصلحى هستند كه ظهور خواهد كرد و حكومت واحد جهانى را تشكيل خواهد داد.
19 ـ يونانيان مى گويند: «كالويبرگ» نجات دهنده بزرگ، ظهور خواهد كرد، و جهان را نجات خواهد داد.
20 ـ يهوديان معتقدند كه در آخر زمان «ماشيع» (مهدى بزرگ) ظهور مى كند و ابد الآباد در جهان حكومت مى كند، او را از اولاد حضرت اسحاق مى پندارند، در صورتى كه «تورات»، كتاب مقدّس يهود، او را صريحاً از اولاد حضرت اسماعيل دانسته است.
21 ـ نصارا نيز به وجود حضرت مهدى(عليه السلام) قايلند ومى گويند: او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت، ولى در اوصافش اختلاف دارند.
آنچه از نظر خوانندگان گرامى گذشت ـ گرچه همه آنها با حضرت مهدى(عليه السلام)كاملاً تطبيق نمى كند و حتّى برخى از آنها اصلاً با مهدى موعود اسلام وفق نمى دهد. ـ از يك حقيقت مسلّم حكايت مى كند و آن اين كه:
اين افكار و عقايد و آرا كه همه آنها با مضمون هاى مختلف، از آينده اى درخشان و آمدن مصلحى جهانى در آخر الزمان خبر مى دهند، نشانگر اين واقعيّت است كه همه آنها در واقع از منبع پر فيض وحى سرچشمه گرفته است، و لكن در برخى از مناطق دور دست كه شعاع حقيقت در آنجا كمتر تابيده است در طول تاريخ به تدريج از فروغ آن كاسته شده، و فقط كلّياتى از نويدهاى مهدى موعود و «مصلح جهانى» در ميان ملّتها به جاى مانده است.
البته سالم ماندن اين نويدها در طول قرون متمادى، خود بر اهميّت موضوع مى افزايد، و مسأله «مهدويّت» و ظهور مصلح جهانى را قطعى تر مى كند.
بنابراين، عقيده به ظهور مبارك حضرت مهدى(عليه السلام) در آخر الزمان يك عقيده عمومى است و اگر كلمه «مهدى» و واژه هاى ديگر را ـ كه پيروان ساير اديان و مذاهب مختلف جهان بر آن حضرت اطلاق مى كنند ـ از قالب اصطلاح اختصاصى آنها درآوريم، و آن حضرت را «نجات بخش بزرگ آسمانى» يا «مصلح جهانى» و يا «رهايى بخش غيبى» بناميم، اختلاف اسمى هم رفع مى شود.

+نوشته شده درنهم بهمن 1387ساعت 7:50 توسط آرزو کلاهچی |

+نوشته شده درهفتم بهمن 1387ساعت 18:1 توسط آرزو کلاهچی |