تبليغاتX
 
:: عطش حضور ::  



 

تواتر حديث 313 نفر 
براى شناخت اين ياران مخصوص به مطالب زير توجه كنيد:
در همه جا معروف است و در كتابهاى مربوط به امام زمان عليه السلام نوشته شده كه هنگام ظهور آن حضرت 313 نفر ياران مخصوصش به او مى پيوندند و همچون كوه در برابر حوادث ايستادگى كرده و همراه امام (عج ) هستند، اكنون بجاست كه در اين كتاب درباره اين افراد خاص به بررسى فشرده اى بپردازيم ، براى روشن شدن مطلب نخست صحت اصل حديث را مورد بررسى قرار داده سپس ويژگيهاى اين ياران را بيان مى كنيم .
به طورى كه در كتب مربوطه مانند بحارالانوار، (طبق قديم ، جلد 13، و نيز چاپ جديد جلد 52)، اثباة الهداة ، جلد 7، و منتخب الاثر و... آمده ، حديث ماجراى پيوستن 313 نفر از ياران خاص حضرت قائم (عج ) به آن حضرت ، هنگام ظهور در مكه ((متواتر)) است ، يعنى به اندازه اى نقل شده كه انسان با بررسى آنها علم پيدا مى كند كه اين حديث صحيح است ، و از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و ائمه عليهم السلام نقل شده است .
بنابراين نبايد شكى در صدور حديث مذكور از جانب معصومين عليهم السلام نمود.
توضيح بيشتر اينكه : اين حديث با تعبيرات گوناگون نقل شده و در مجموع به اصطلاح ، تواتر معنوى بر صحت صدور آن از معصومين عليهم السلام داريم .
ويژگيهاى اين افراد 
اكنون با توضيحات كوتاه ، ويژگيهاى اين افراد و ياران مخلص ديگر امام قائم (عج ) را در امور ده گانه زير بررسى مى كنيم :
1-امام در انتظار آنها بسر مى برد:  
هنگام ظهور امام قائم (عج ) آن حضرت قبل از آنكه كنار كعبه برود و تكيه بر كعبه (كانون و مركز توحيد) كند و صداى دل آراى خود را بلند كرده و به جهانيان برساند، در مكانى بنام ((ذى طوى ))  در انتظار 313 نفر از ياران خاصش توقف مى كند، تا اينكه آنها مى آيند و به آن حضرت مى پيوندند...  و از آنجا همراه امام به كنار كعبه مى روند...
2- آنها از اطراف جهان جمع مى شوند:  
اين 313 نفر از اطراف جهان و دورترين نقطه ها جمع شده و به امام قائم (عج ) مى پيوندند چنانكه در حديثى از امام باقر عليه السلام بيان شده :
(( يجمع اللّه من اقاصى البلاد على عدة اهل بدر ثلاثماءة و ثلاث عشر رجلا؛))
((خداوند براى حضرت قائم از دورترين شهرها، به تعداد جنگاوران جنگ بدر، 313 مرد را جمع مى كند.)) (
3- آنها نخستين بيعت كنندگان با امام قائم (عج ) هستند: 
هنگام ظهور، نخستين كسانى كه پس از جبرئيل امين عليه السلام با امام قائم (عج ) بيعت مى كنند، همين 313 نفر هستند، چنانكه اين مطلب را امام باقر عليه السلام در ضمن حديثى فرمود.
البته بايد توجه داشت كه در آغاز ظهور، ياران امام زمان عليه السلام 313 نفرند، و گرنه به طور سريع بر ياران آن حضرت افزود مى شود به طورى كه در همان آغاز به 000/10 نفر مى رسند، چنانكه امام صادق عليه السلام فرمود:
(( ما يخرج الا فى اوله قوم و ما يكون اولو القوة اقل من عشرة آلاف ؛))
امام زمان عليه السلام خروج و ظهور نمى كند مگر همراه ياران نيرومند و رشيد، و اين ياران كمتر از 000/10 نفر نيستند.
4- آنها جانبازان سلحشورند:  
اين 313 نفر در حدى از ايثار و جانبازى و شجاعت و سلحشورى هستند كه دشمنان قائم (عج ) جمع مى شوند تا آن حضرت را به قتل برسانند، همين 313 نفر با دفاع قهرمانانه و جانبازى در راه آن بزرگوار، دشمنان را دفع كرده و آنان را در راه رسيدن به هدف شوم خود، مفتضحانه شكست مى دهند، چنانكه اين مطلب در ضمن حديثى از امام سجاد عليه السلام نقل شده است .
5- آنها پرچمداران و حاكمان روى زمينند:  
اين افراد، در روايات بسيار، تشبيه به 313 نفر مسلمانان شجاع و سلحشورى شده اند كه در جنگ بدر، نخستين شكست بزرگ را بر كفار و دشمنان اسلام وارد آوردند، كه تا آن وقت دشمنان چنين شكستى از اسلام نخورده بودند، و اصلا تصور چنين شكستى را نمى كردند.
به علاوه ، اين 313 نفر پرچمداران روى زمين ، و حاكمان خدا بر مردم در سراسر زمين مى باشند، اين ويژگيها حكايت از آن مى كند كه اين افراد علاوه بر سلحشورى و شجاعت ، داراى علم و بينش بوده كه لياقت رهبرى جامعه ها را دارند و شايستگى آن را دارند كه پرچمدار كشورها باشند.
شايد بتوان گفت : هنگام برقرارى حكومت جهانى حضرت مهدى (عج ) همه جهان به 313 ايالت و استان تقسيم گردد، و در هر يك از اين ايالتها و استانها اين مردان بزرگ رهبر آنجا گردند، اينك به اصل روايت توجه كنيد:
(( عن الصادق عليه السلام و كاءنى انظر الى القائم (عج ) على منبر الكوفة و حوله اصحابه ثلثماءة و ثلاث عشر رجلا عدة اهل البدر و هم اصحاب الاءلوية و هم حكام اللّه فى ارضه على خلقه ...؛))
امام صادق عليه السلام فرمود: گويا امام قائم (عج ) را بر بالاى منبر كوفه مى نگرم كه يارانش 313 نفر مرد به تعداد جنگاوران مسلمان جنگ بدر، اطرافش را گرفته اند، اين ياران پرچمداران و حاكمان بر مردم در زمين از جانب خدا هستند.
6- آنها امت معدود و همچون پاره هاى ابرهاى متراكم هستند:  
در قرآن مى خوانيم :
((هر جا كه باشيد خداوند همه شما را حاضر مى كند.))
در تفسير اين آيه ، امام باقر عليه السلام فرمود:
(( يعنى اصاب القائم (عج ) الثلاثماءة و البضعة عشر رجلا و اللّه هم الامة المعدودة قال يجتمعون و اللّه فى ساعة واحدة قزع كقزع الخريف ؛))
((منظور ياران قائم (عج )اند كه 313 نفرند، به خدا سوگند منظور از امت معدوده (كه در آيه 8، سوره هود آمده ) آنها هستند، به خدا سوگند در يك ساعت همگى جمع مى شوند همچون پاره هاى ابر پائيزى كه بر اثر باد جمع و متراكم مى گردد.)
و در حقيقت آيه مباركه مذكور مى گويد: خدائى كه قدرت دارد ذرات پراكنده خاك انسانها را در قيامت از نقاط مختلف جهان جمع آورى كند به آسانى مى تواند ياران مهدى (عج ) را در يك روز و يك ساعت براى براى افروختن نخستين جرقه هاى انقلاب به منظور تاءسيس حكومت جهانى عدل الهى و پايان دادن به ظلم و ستم جمع نمايد.
تعبير ((امة معددة )) و همچنين با پاره هاى ابر پائيزى كه توده هاى آن جمع و متراكم مى گردند، حاكى است كه اين 313 نفر خود يك ((امت )) هستند و همچون توده هاى ابرهاى متراكم ، خلل ناپذير و تيز پرواز و نيرومند مى باشند.
7- آنها ركنها و پايه هاى خلل ناپذير و پشتيبانان محكم اند:
امام صادق عليه السلام در تفسير آيه 80، سوره هود عليه السلام كه در آن آمده حضرت لوط عليه السلام به قوم سركش و تبهكار خود گفت :
(( لو اءن لى بكم قوة اءو آوى الى ركن شديد؛))
(((افسوس ) اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم يا تكيه گاه و پشتيبان محكمى در اختيار من بود (آنگاه مى دانستم كه با شما پس فطرتان چه كنم ) )).
فرمود: منظور از ((قوه )) همان قائم ((عج )) است و منظور از ((ركن شديد)) (پشتيبانان محكم ) 313 نفر از يارانش هستند.
آرى حضرت لوط عليه السلام آرزو مى كند كه اى كاش مردانى مصمم ، با قدرت روحى و جسمى كافى و هم پيمانهاى نيرومند همانند 313 نفر مردانى كه هسته مركزى حكومت جهانى حضرت مهدى (عج ) را تشكيل مى دهند در اختيار داشت تا قيام كند و با تكيه بر قدرت ، با فساد و انحراف مبارزه نمايد.
و طبق روايت مى خوانيم آنها همچون پاره هاى آهن ((محكم و استوار)) هستند.

برگرفته از آثار : حجة الاسلام محمد محمدي اشتهاردي
+نوشته شده دربیست و دوم دی 1387ساعت 16:17 توسط آرزو کلاهچی |

وجود مقدس حضرت بقية‏الله‏الاعظم ، اروحناله‏الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه كشته كربلا» (1) شناخته شده و شيعيان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسين(ع) و يارانش را يكى از آرزوهاى بزرگ خود مى‏دانند،
 
 (2) تا جايى كه در هر عاشورا به يكديگر اينگونه سر سلامتى مى‏دهند:
 «اعظم‏الله اجورنا بمصابنا بالحسين(ع)و جعلنا و اياكم من‏الطالبين بثاره مع وليه‏الامام‏المهدى من آل محمد:» (3)
 خداوند پاداش ما را در عزاى مصيبت‏حسين(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله كسانى كه به همراه ولى‏اش امام مهدى از آل محمد: به خونخواهى او برمى‏خيزند قرار دهد.
 
 در يك كلام نام حسين(ع) و مهدى(ع) براى شيعيان يادآور يك حكايت ناتمام است، حكايتى كه آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و پايان بخش آن حضرت بقية‏الله‏الاعظم (ع) است.
 در هر حال از آنجا كه در اذهان شيعيان اين دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدايى‏ناپذير برخوردارند. از همين رو مناسب ديديم كه در ايام عزاى سرور آزادگان به بخشى از معارف ارزشمندى كه از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع) رسيده است اشاره كنيم:
 
 
 1.نسب مهدى(ع)
 حضرت اباعبدالله‏الحسين(ع) در روايتهاى متعددى به اين موضوع كه حضرت مهدى(ع) از فرزندان و نوادگان ايشان است اشاره كرده‏اند كه از جمله آنها روايتى است كه در زير آمده است:
 «دخلت على جدى رسول‏الله (ص) فاجلسنى على‏فخذه و قال‏لى: ان‏الله‏اختار من صلبك يا حسين تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و كلهم فى‏الفضل والمنزلة عندالله سواء» (4)
 بر جدم رسول خدا، كه درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ايشان مرا بر زانوى خود نشانده و فرمود: اى حسين! خداوند از نسل تو نه امام را برگزيده است كه نهمين نفر از ايشان قيام‏كننده آنهاست و همه آنان در پيشگاه خداوند از نظر فضيلت و جايگاه برابر هستند.
 ين موضوع كه قائم آل محمد(ص) از نسل حسين(ع) و نهمين نواده اوست در روايات بسيارى ، كه از طريق شيعه و اهل سنت روايت‏شده، آمده است و هر گونه شك و ترديد نسبت‏به نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرين ذخيره الهى را برطرف مى‏سازد.
 «دخلت‏على‏النبى (ص)فاذاالحسين على فخذه و هو يقبل عينيه وفاه و يقول: انت‏سيدابن سيدانت، امام‏ابن‏امام، نت‏حجة‏ابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبك تاسعهم قائمهم.» (5)
 بر پيامبر خدا وارد شدم و ديدم كه آن حضرت در حالى كه حسين را بر زانوى خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه مى‏زند و مى‏فرمايد: تو آقايى فرزند آقايى ، تو امامى فرزند امامى، تو حجتى فرزند حجتى ، تو پدر حجتهاى نه‏گانه‏اى، از نسل تو نهمين حجت و قيام‏كننده آنان بر خواهد خاست.
 
 2. عدالت‏گسترى مهدى(ع)
 عدالت و تشكيل جامعه‏اى بر اساس عدل از آرمانهاى هميشگى بشر بوده و در طول هزاران سالى كه از زندگى انسان بر كره خاك مى‏گذرد و صدها و هزاران نفر در پى تحقق اين آرمان، بشريت‏خسته از ظلم و ستم را به دنبال خود كشيده‏اند، اما جز در مقاطع كوتاهى از زندگى بشر و آن هم در سرزمينهاى محدود هرگز اين آرمان بدرستى تحقق نيافته و هنوز هم عدالت آرزويى دست نيافتنى براى انسان عصر حاضر است.
 با توجه به همين موضوع در روايتهايى كه از پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم شيعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بين بردن ظلم را يكى از بزرگترين رسالتهاى امام مهدى(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعى را تنها در سايه حكومت او امكان‏پذير دانسته‏اند.
 از جمله اين روايتها روايتى است كه از حضرت اباعبدالله‏الحسين(ع) نقل شده و در آن آمده است:
 «لولم يبق من‏الدنياالا يوم واحد، لطول‏الله عزوجل ذلك اليوم حتى يخرج رجل من‏ولدى، فيملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما، كذلك سمعت رسول‏الله (ص) يقول‏» (6)
 اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقى مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانى مى‏گرداند كه مردى از فرزندان من قيام كند و دنيا را پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نمايد، من اين سخن را از رسول خدا، كه درود و سلام خداوند بر او باد، شنيدم.
 پيامبر گرامى اسلامى (ص) نيز قيام عدالت گستر نهمين فرزند امام حسين(ع) را چنين بيان مى‏كنند:
 «... و جعل من صلب‏الحسين(ع) ائمة يقومون بامرى ...التاسع منهم قائم اهل بيتى، مهدى‏امتى، اشبه‏الناس بى فى، شمائله واقواله و افعاله، يظهر بعد غيبتة طويلة و حيرة مظلة ، فيعلن امرالله و يظهر دين‏الله ...فيملاالارض قسطا و عدلا ، كما ملئت جورا و ظلما.» (7)
 ... خداوند از فرزندان امام حسين ، امامانى قرار داده است كه امر (راه و روش آيين) مرا بر پا مى‏دارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مى‏باشد. او شبيه‏ترين مردمان است‏به من در سيما و گفتار و كردار . پس از غيبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم ، ظاهر مى‏شود ، آنگاه امر (آيين) خدا را آشكار مى‏سازد... پس زمين را از عدل و داد لبريز مى‏كند پس از آنكه از ستم و بيداد لبريز شده باشد.
 
 3. صابران در غيبت مهدى(ع)
 يكى از اركان انتظار فرج صبر و پايدارى است و انسان منتظر در واقع كسى است كه همه سختيها و ناملايمات را به اميد رسيدن به آرمان بلند خويش تحمل مى‏كند و از فشار و تهديد زورگويان و طعنه و تكذيب نابخردان هراس به دل راه نمى‏دهد، از همين رو در روايات صبر و انتظار همواره قرين يكديگر بوده و فضيلت‏بسيارى براى صبرپيشگان در زمان غيبت‏بر شمرده شده است.
 حضرت سيدالشهداء (ع) كه خود والاترين مظهر صبر و مقاومت در راه اداى تكليف الهى است در بيان مقام منتظرانى كه صبر و شكيبايى پيشه ساخته و بر آرمان خويش پايدارى مى‏ورزند مى‏فرمايد:
 «منا اثنا عشر مهديا، اولهم اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب، و آخرهم التاسع من‏ولدى، و هوالقائم بالحق، يحيى‏الله به‏الارض بعد موتها، و يظهر به دين‏الحق على‏الدين كله، ولو كره‏المشركون. له غيبة يرتد فيهااقوام و يثبت فيها على‏الدين‏آخرون، فيؤذون و يقال لهم: «متى هذاالوعد ان كنتم صادقين‏»،اما ان‏الصابر فى غيبته‏على‏الاذى و التكذيب بمنزلة‏المجاهدبالسيف بين يدى رسول‏الله (ص)» (8)
 در ميان ما اهل بيت دوازده مهدى وجود دارد كه اولين آنها اميرمؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب(ع) و آخرين آنها نهمين فرزند من است. و اوست قيام كننده به حق ، خداوند به وسيله او زمين را پس از آنكه مرده است زنده مى‏كند و دين حق را به دست او بر همه اديان غلبه مى‏دهد، اگر چه مشركان نپسندند. براى او غيبتى است كه گروهى در آن از دين خدا بر مى‏گردند و گروهى ديگر بر دين خود ثابت مى‏مانند، كه اين گروه را اذيت كرده و به آنها مى‏گويند:
 «پس اين وعده چه شد اگر راست مى‏گوييد؟» آگاه باشيد آنكه در زمان غيبت او بر آزار و اذيت و تكذيب صبر كند همانند كسى است كه در مقابل رسول خدا(ص) با شمشير به جهاد برخاسته است.
 شايد بتوان گفت فضيلتهاى بى‏شمارى در روايات ما كه براى منتظران فرج بر شمرده‏اند به اعتبار همين صبر و شكيبايى و تحمل مشكلاتى است كه منتظران واقعى فرج بر خود هموار مى‏كنند. چنانكه در روايتى كه از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:
 «...فلا يستفرنك‏الشيطان، فان‏العزة‏لله‏ولرسوله وللمؤمنين، و لكن المنافقين لايعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ، يرى من‏الاذى والخوف، هو غدا فى زمرتنا...» (9)
 شيطان تو را تحريك نكند. زيرا كه عزت از آن خدا و پيامبر و مؤمنان است ليكن منافقان نمى‏دانند ، آيا نمى‏دانى كسى كه منتظر امر ما (حاكميت اجتماعى آرمانى ما) باشد، و بر بيمها و آزارهايى كه مى‏بيند شكيبايى ورزد، در روز بازپسين در كنار ما خواهد بود...
 
 4. خصال مهدى(ع)
 حضرت مهدى(ع) عصار و فشرده عالم هستى (10) و وارث همه انبياء اولياء الهى است، و خداوند متعال همه خصال نيكويى را كه در بندگان صالح پيش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع كرده است. به بيان ديگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهايى دارد.
 در زمينه آنچه گفته شد روايتهاى بسيارى وارد شده كه از جمله آنها مى‏توان به روايت زير كه از حضرت اباعبدالله‏الحسين(ع) نقل شده اشاره كرد:
 «فى‏القائم منا سنن من‏الانبياء: سنة من نوح، و سنة من ابراهيم ، و سنة من‏موسى و سنة من‏عيسى ، و سنة من ايوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطول‏العمر; واما من ابراهيم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسى: فالخوف والغيبة; و اما من عيسى: فاختلاف‏الناس فيه، واما من‏ايوب: فالفرج بعدالبلوى; واما من محمد(ص) فالخروج بالسيف.» (11)
 در قائم ما (اهل بيت) سنتهايى از پيامبران الهى وجود دارد; سنتى از نوح ، سنتى از ابراهيم ، سنتى از عيسى ، سنتى از ايوب: و سنتى از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهيم پوشيده‏ماندن ولادت و كناره‏گيرى از مردم ، از موسى، ترس و غيبت از جامعه ، از عيسى اختلاف مردم درباره او، از ايوب گشايش بعد از سختيها و بلايا، و از محمد(ص) قيام با شمشير را .
 
 
 
 
 
 پى‏نوشتها:
 
 1. ر. ك: قمى ، شيخ عباس ، مفاتيح الجنان ، دعاى ندبه ، اصل عبارتى كه در دعاى مزبور آمده چنين است: «اين الطالب بدم المقتول بكربلاء»
 
 2. ر. ك: همان ، زيارت امام حسين(ع) در روز عاشورا. در بخشى از زيارت يادشده چنين آمده است: «فاسئل‏الله الذى اكرم مقامك و اكرمنى ان يرزقنى طلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد:»
 
 3. همان جا
 
 4. القندوزى، سليمان بن ابراهيم ، ينابيع المودة ، نجف ، مكتبة‏الحيدرية، 1411 ق ، ص 590 ، به نقل از: موسوعة كلمات‏الامام الحسين(ع)، قم ، دارالمعروف ، 1415 ق ، ص‏659 ، ح 688 .
 
 5. حسينى ترمذى ، محمد صالح ، مناقب مرتضوى ، ص‏139 ، به نقل از: قرشى،على اكبر، اتفاق در مهدى موعود7، ص 35
 
 6.الشيخ‏الصدوق،ابوجعفرمحمدبن‏على‏بن‏الحسين، كمال‏الدين و تمام‏النعمة، تهران، دارالكتب الاسلامية،1359 ق، ج 1 ، ص‏317 ، ح 4; به نقل از موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 661، ح‏693 .
 
 7. همان ، ج 1، ص‏257 ، به نقل از: حكيمى، محمد ، عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم ، 1374 ، صص‏36-35.
 
 8 . همان ، ج 1، ص‏317 ، به نقل از موسوعة كلمات‏الامام‏الحسين، صص‏666- 655، ح‏703.
 
 9. الكلينى ، محمدبن‏يعقوب، الكافى ، ج 8 ، ص‏37، به نقل از حكيمى،محمد، همان، ص‏293 .
 
 10. در برخى از تفاسير كلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدى(ع) تفسير شده است.
 
 11. علم‏اليقين ، ج 2 ، ص‏793 ، به نقل از موسوعة كلمات الامام الحسين(ع) ، صص‏669- 668، ح 710

+نوشته شده دربیست و دوم دی 1387ساعت 16:11 توسط آرزو کلاهچی |

                                                        :::: یا بقیه الله آجرک الله :::: یا صاحب الزمان ادرکنی ::::

 

از فراقت به جواني همگي پير شديم
بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم
 
بي خود از حادثه ي عشق تو ديوانه و مست
عاشق کوي تو گشتيم و زمين گير شديم
 
تا که وصفي ز کمان و خم ابروي تو رفت...
در پي ديدن رويت همگي تير شديم
 
از کمان خانه ي زلفت همه بالا رفتيم
در سراشيبي ابروت سرازير شديم

گو گدايان در اين خانه بيايند که ما
از گدايي به در تو همگي مير شديم
 
عاشقان همچو (( رها )) در گرو بند تو اند...
جمله در حلقه ي تو در غل و زنجير شديم

 

+نوشته شده دریازدهم دی 1387ساعت 8:25 توسط آرزو کلاهچی |

يكي از وظايف منتظران راستين ظهور مصلح بزرگ جهاني، اين است كه هرگونه ابهام و ترديد را از دل نااميدان و منكران بزدايند و شور و نشاط و اميد را جايگزين آن گردانند.
    وعده هاي تحقق دولت عدل الهي، انتظار و ثواب منتظران و بعضي از وظايف آنها در دوران پرآشوب و آكنده از ظلم و ستم روزگار غيبت امام زمان عليه السلام در شعر و كلام بعضي انديشمندان به وضوح ديده مي شود كه به نوعي اميد را در قلوب ايجاد مي نمايند. در اين مطلب به بعضي از آن موارد اشاره اي گذرا مي شود:
    
    ۱. خواجه نصيرطوسي،در كتاب كشف المراد آورده است:" غيبت او، مربوط به خود ما است."
 يعني عدم آمادگي ما نسبت به ظهور امام، باعث به تعويق افتادن ظهور حضرت مي شود. پس بايد هر چه بيشتر و سريعتر خود را آماده انقلاب امام زمان (عج) بنماييم.

  ۲. اسدي طوسي، در گرشاسب نامه سروده است:
    
 از اين پس نباشد پيمبر اگر    به آخر زمان، مهدي آيد به در 

 بگويد خط و نامه كردگار     كند دين پيغمبري، آشكار

 بدارد جهان بر يكي دين پاك    برآرد ز دجال و خيلش هلاك 

رسد ز آسمان هر پيمبر فراز     شوند از پس"مهدي" اندر نماز     
     
  ۳. خواجه حافظ شيرازي، ديوان:
    
  كجاست صوفي دجال فعل ملحد شكل ...بگو بسوز كه مهدي دين پناه رسيد
     
  ۴. امام خميني(ره)، در كتاب كوثر:
    
    كسي كه عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، حضرت مهدي است، آن هم نه عدالت در زمين براي رفاه مردم، بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت.
    
  ۵. آية الله طالقاني،در كتاب آينده بشريت از نظر مكتب ما:
    
    آن ديني كه پيشوايان حق دستور مي دهند كه چون اسم صريح" قائم به حق" و موسس دولت حقه اسلام برده مي شود همه برپا بايستيد و آمادگي خود را براي اجراي تمام اوامر و دستورات، بدين وسيله اعلام نماييد، و خود را هميشه نيرومند و مقتدر براي اقامه حق در برابر بدخواهان نشان دهيد، هيچ وقت نخواهد مُرد.
    
  ۶. علامه طباطبائي،در تفسيرالميزان:
    
    حق اين است كه آيه شريفه(نور/54) جز با اجتماعي كه به وسيله ظهور مهدي عليه السلام به زودي منعقد مي شود قابل انطباق با هيچ مجتمعي نيست.
    
  ۷. علامه جعفري، درترجمه و تفسير نهج البلاغه:
    
    در آن روزهاي الهي(ظهور)، چهره نوراني آن انسان كامل(حضرت مهدي عليه السلام)، چهره حقيقي قرآن را روشن خواهد ساخت. آرا و نظريات پيش ساخته كه بر مبناي آلودگي هاي مغزي و تمايلات دروني شكل گرفته اند، توانائي رويارويي با آن قيافه نوراني قرآن را از دست خواهند داد...
    
   ۸. محمد تقي شريعتي، سقراط خراسان:
    
    عمر طولاني تر از حد طبيعي، نظاير فراوان دارد كه در كتب مربوطه نقل شده و به نص قرآن، حضرت نوح نهصد وپنجاه سال در ميان قومش درنگ كرد. بنابراين برمبناي هيچ قاعده و به استناد هيچ قانوني، چه عملي، چه عقلي و فلسفي، منكرين حق تخطئه و رد و انكار اعتقاد به ولي عصر(عج) را ندارند.
    او در اين عالم، مثل قلب در وجود آدمي است و از جزيي و كلي امور اين جهان درست همچون قلب نسبت به بدن آگاه است.
    همه روزه اعمال خير و شر افراد به نظر مباركش مي رسد، از كارهاي زشت شيعيان دلگير و متاثر مي گردد، و اعمال شايسته آنها، او را شادمان مي سازد و درباره انجام دهنده اش دعاي خير مي كند. اگر فقط يك روز از عمر دنيا بيش نماند، حتما ظهور مي فرمايد و جهان را پر از عدل و داد مي كند پس از آنكه از جور و فساد لبريز شده باشد.
    وظيفه شيعه اين است كه همواره منتظر ظهور باشد و از خدا بخواهد و دعا و ندبه كند.از بزرگترين عبادات همين انتظار است كه شب هاي قدر، بلكه هر شب جمعه، حتي همه شب، اين انتظار را داشته و به اين اميد و نيت به رختخواب رود، و ضمنا خود را آماده ياري آن بزرگوار نمايد.
    بزرگترين آرزوي شيعه اين است كه فرج آل محمد(ص) را دريابد و از اصحاب امام زمان عليه السلام باشد، اگر در اين آرزو و در انتظار مرد، به شهادت رسيده و اگر به آن رسيد، به سعادت ابدي نائل گشته است.
    
  ۹. استاد شهيد مرتضي مطهري،در كتاب قيام و انقلاب مهدي(عج):
    
  مهدي موعود(عج) تحقق بخش ايده آل همه انبيا و اوليا و مردان مبارز راه حق است.

۱۰. دكتر شريعتي،در كتاب انتظار مذهب اعتراض:
    
    " انتظار" ، هم يك اصل فكري اجتماعي و هم يك اصل فطري انساني است، به اين معنا كه اساسا انسان موجودي است منتظر و هر كه انسان تر، منتظرتر.
    "انتظار" به بشر، آينده گرايي و بينش بزرگ مي دهد.امابشر امروز در نظام پليد مصرفي، انتظار را از دست داده و فقط منتظر اتوبوس ايستاده است.
    
    " منتظر" ، انسان معتمدي است كه هر لحظه در انتظار انفجار قطعي نام هاي ضدانساني است و همواره خود را براي شركت در چنين انقلاب جهاني؛ كه با شمشير علي و زره پيغمبر و به دست فرزند پيغمبر و علي(عليه السلام) برپا مي شود، آماده مي كند.
    
 ۱۱. شهيد سيد محمد باقر صدر، انقلاب مهدي(عج) و پندارها:
    
    " مهدي" اسلام، انسان معيني است كه در كنار ما با تمام وجودش زندگي مي كند، و براي ما در همه اين دردها،غصه ها و آتش تاخت و تازهاي ستمگران... مي سوزد. و خود او هم در انتظار آن لحظه اي است كه بتواند دستش را به سوي ستمديده محروم دراز كند و ريشه ستمگران را از بن بكند.
    
 ۱۲. محمدرضا حكيمي،در كتاب خورشيد مغرب:
    
    "انتظار"، در درون تاريكي و سردي ها، به دميدن سپيده دمان چشم داشتن، و به اميد طلوع خورشيد زيستن!
    در جهان آكنده از ستم و بيداد، دست و پا زدن و از شادماني طلوع طليعه جهان آكنده از داد و دادگري سرشار بودن!
    در برابر كوه مشكلات زمانه قرار گرفتن، و چون كوه مقاوم بودن!
    شمشيرها و شهادت ها را پذيرا شدن و خط ها و شهامت ها را پاس داشتن!
    اين است" انتظار"، شعار شورآور منتظران، مقاومان، پايداران، شيعيان، مهدي طلبان تاريخ.
    انتظار، در ماهيت خود، انسان منتظر را متوجه خداي جهان مي كند. منتظران، چشم به راه" مهدي"(عج) هستند. مهدي عليه السلام(همان) بنده خدا، كه به قدرت خدا زنده است.
    توجه به خدا و طلب فرج از درگاه خدا، از مهم ترين اصول اين اعتقاد است.
    منتظران بايد هميشه روي دل به سوي خدا كنند و از پيشگاه لايزال، طلب گشايش و فرج نمايند.
    انسان منتظر حكومت علي وار مهدي عليهماالسلام، علاوه بر تدين و تقوي، بايد پارسا باشد و خود را چنان كه آن پيشوا دوست دارد، بسازد و بدارد، و به او و ياران او شباهت به هم رسانده تا به لطف خدا درشمار آنان به حساب آيد.
    انسان منتظر بايد داراي اخلاق اسلامي باشد، و جامعه منتظر بايد مظهر اخلاق اسلامي باشد. شيعه بايد با رفتار انساني، همواره مايه زينت و افتخار ائمه طاهرين عليهم السلام باشد نه مايه ننگ آنان.و اين رعايت، در دوران غيبت امام، واجب تر است.
    دوران انتظار، دوران تكليف است. و آن تكليف، نگهباني دين خداست در سطح فرد و در سطح اجتماع.
    در عصر انتظار، ممكن است شبهه هايي در ذهن برخي به وجود بيايد، يا شياطين پنهان و يا شياطين آشكار، به سست كردن پايه هاي اعتقادي افراد برخيزند. بايد در برابر اين شبهه ها مقاومت كرد و آنها را از ذهن ها زدود.
    نگهبانان ميراث قرآني و فرهنگ تربيتي اسلامي بايد در برابر همه اين تهاجمات پايداري كنند.
    اميد كه همگي ما، خود را در برابر اين مسئوليت خطير، مسئول بدانيم و لحظه اي از وظيفه خويش در راه دفاع از دين خدا غافل نشويم.

به نقل از وبلاگ درد ودرمان

+نوشته شده درچهارم دی 1387ساعت 8:42 توسط آرزو کلاهچی |

ازوظایف ما نسبت به مولایمان امام زمان علاوه بر دعا، نيابت است و آن اين است که کليه ي اعمال مستحبي خود را به نيابت از امام زمان عليه السّلام انجام دهيد.۱ اين بسيار اثر دارد و من خيلي اشخاص را نمونه دارم که انجام دادند و نتيجه گرفتند و بعد بسيار تشکّر کردند. مي خواهي به زيارت امام رضا عليه السّلام بروي؛ به نيابت از حضرت حجت عليه السّلام برو. فرض کنيد امام زمان عليه السّلام به شما پول داده اند که به نيابت از ايشان به زيارت جدّشان امام رضا بروي (هم چنان که ممکن است فردي شما را نايب کند و پول بدهد که به نيابت از او به زيارت امام رضا بروي). فرض هم ندارد؛ « بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَري» هر چه داري به برکت آن حضرت و تصدّق سر ايشان به شما رسيده است؛ بفهميد يا نفهميد. هر کس مي خواهد دارا و قدرتمند شود به امام زمان عليه السّلام توجّه کند که او «يدالله» و « باب الله» است.۲وقتي به نيابت آن حضرت به زيارت رفتي، اولين اثرش اين است که تو را راه مي دهند. شما اگر خواسته باشيد نزد بزرگ، رييس يا پادشاهي برويد، اگر تنها برويد راهتان نمي دهند. امّا اگر نامه اي از فرد بزرگي که همتاي اوست داشتيد ، شما را با احترام مي برند و به طور خصوصي هم پذيرايي مي کنند. اگر ما نامه اي و نيابتي از ناحيه ي امام زمان براي بارگاه اميرالمؤمنين ، امام حسين، امام رضا و ساير ائمّه عليهم السّلام داشتيم، ملائکه استقبال مي کنند که اين فرد، نايب امام زمان عليه السّلام است و اين عنوان نيابت يک شوکت و جلالي به شما مي دهد که تا قرب بارگاه الاهي نيز شما را بالا مي برند. به هر کدام از مَشاهد مشرّفه و عتبات و امام زاده گان ، حتّي زيارت اهل قبور از علما و اخيار و ابرار و مؤمنين که مي خواهي بروي به نيابت از امام زمان عليه السّلام برو. فرض کن حضرت به تو پول داده اند و تو را مأمور کرده اند که اين زيارت ها را انجام دهي. آن حضرت تو را به زيارت اهل قبور فرستاده اند تا يازده سوره- ي توحيد۳ و هفت سوره ي قدر۴ را به نيابت از آن حضرت براي اهل قبور بخواني . اين هديه ي تو در شرف هاي سلطنتي امام زمان عليه السّلام گذاشته مي شود و به ارواح آن ها مي رسد. مي خواهي صله ي رحم کني و مثلاً به برادر زاده ي فقيرت کمک کني؛ به نيابت از امام زمان عليه السّلام انجام بده. خلاصه، هر عمل مستحبّي که داريد به نيابت از آن حضرت انجام دهيد. اين حلوايي است که تا نخوريد نمي دانيد. اگر مزه اش را بچشيد ديگر رها نمي کنيد. شيعيان سابق به نيابت امام زمان عليه السّلام ، نايب مي گرفتند. خودشان اگر نمي توانستند بروند، پول مي دادند و نايبي مي گرفتند تا به نيابت آن حضرت، به حج يا زيارت برود. شما اگر حج واجب رفته ايد، يک سفر ديگر ، به نيابت از حضرتش به حج برويد. اگر هيچ چيز حاليِ شما نشد و همان طور که بوديد باقي مانديد، مرا نفرين کنيد. اگر خودت نمي تواني بروي، پول را به کسي بده که او به نيابت امام زمان عليه السّلام به مکّه برود. شيعيان سابق چنين مي کردند. ابو محمد دَعلَجي يک نفر حجّه فروش است يکي از شيعيان گفت مي خواهم يک نيابتي براي امام زمان بدهم. ابو محمد- چون خودش و پسر بزرگش نيابتي را قبول کرده بودند- پسر کوچکش را نشان کرد و از روي طمع پذيرفت و نيابت را به او داد؛ در حالي که آن پسر شراب خوار بود. در مِني يا عرفات، امام زمان عليه السّلام بر او حاضر شدند و به او فرمودند: « مردم به تو پول مي دهند براي نيابت آن بزرگواري که مي داني. امّا تو پول نيابت را مي دهي به آن بچه ي شراب خوارت؟! به زودي در مقابل اين بي اعتنايي و بي احترامي که کردي، چشمت کور خواهد شد.» و چهل روز پس از سفر، چشم هايش کور شد که چرا پول نيابت را به جواني شراب خوار داده است.۵به هر حال ، منظور اين است که شيعيان سابق يا خودشان مي رفتند يا نايب مي گرفتند؛ به نيابت امام زمان عليه السّلام . اگر اين کارها را انجام دهيد، به خدا قسم، چيزهايي خواهيد فهميد که اگر صد سال ديگر هم زنده باشيد، آن را نمي فهميد. مُحال است شما کسي را دوست بداريد و با جديت در طريق دوستي او عمل کنيد؛ جز اين که آن طرف هم به شما متوجه خواهد شد. مَحبّت از باب اضافه و از امور طرفيني است؛ يک سرش به اين طرف و سرِ ديگر به آن طرف بسته است. اگر به يک محبوبي، مَحبّت پيدا کرديد، آن محبوب هم محبّ شما خواهد شد و اندک اندک اين دوستي، دو طرف را به هم مي رساند. هر چه قدر هم که دوستي بالا برود، پيوند و اتصال محکم تر و بُعد و فاصله کمتر مي شود. شما بايد امام زمانتان را دوست بداريد. در هر مجلسي که نشستي، ذکر او کن؛ اسمش را ببر ؛ فضايلش را بگو؛ درباره اش دعا کن. اين ها اندک اندک تو را نسبت به حضرت مهربان تر مي کند. بعد به عمل بپرداز. مقداري پول خرج کن.۶ يک قدري بايد در راه امام زمان از پول گذشت. دو نوع پول خرج کردن داريم: يکي همين که گفتم که آن را ترک نکنيد زيرا تجربه شده و آزمايش شده ي صدها نفر است. به خود صاحب الزمان عليه السّلام ، هر کس مشغول اين کار شده ممنون و متشکّر است و چه تقدير ها که از من کرده اند و چه خيرهاي دنيوي ديده اند؛ حالا سعادت هاي آخرتي بماند. جوان ها! دست به دامن او بزنيد. براي او تلاش کنيد و همه روزه براي سلامتي او صدقه بدهيد. سيد بن طاووس- که مرد عجيبي بوده است- به فرزندش سيد محمد مي گويد: بابا جان، اگر مي خواهي براي بچه هايت صدقه بدهي، اول براي امام زمان عليه السّلام صدقه بده؛ بعد براي بچه ها. اگر به سفر مي روي، اول صدقه براي امام زمان و بعد براي خودت بده.
امام زمان هم بشر است و محلّ وارد شدن بلا. خودشان هم براي خودشان صدقه مي دهند. صدقه، رفع و دفع بلا مي کند. دعاي فرج را در قنوت بخوانيد، دعا براي سلامتي و حفظ حضرت است: اَللّهُمَّ کُن لِوَليِّکَ ... او هم بايد در پناه و حفظ خدا باشد. نگو حاجت به صدقه ي من ندارد. البتّه که او احتياج به صدقه ي تو ندارد امّا تو با اين کار ، خودت را در دربار خدا و امام زمان عليه السّلام مقرّب مي کني. براي صدقه هم لازم نيست پول سنگيني بدهي. تو آقازاده، از پول تو جيبي خودت مقدار کمي بده که صدمه به هيچ کجا نزند. طوري شروع کنيد که بتوانيد ادامه دهيد. نگوآخر سال جمع مي کنم؛ يک دفعه مي دهم. نه، روز به روز صدقه بده. اگر مي- تواني شب هم صدقه بده۷ ؛ چون دلِ انسان دنبال پول خويش است، همين که مداوم و پيوسته بود، متوجه او مي شوي و اخلاص تو نسبت به حضرت زيادتر مي شود. اين وقتي مکرر شد و شب و روز امام زمان در فکرت آمد ، بعد از دو سه ماه مي بيني که جور ديگري شده است؛ امام زماني شده اي. مَحبّت تو نسبت به آن حضرت محکم تر مي شود. پيوندت استوارتر مي شود. شب و روزي بر تو نمي گذرد جز اين که به فکر حضرت هستي. يک سال عمل کنيد بعد خودتان چيزهايي خواهيد فهميد. خودت دنبال کار را مي گيري و ديگران را هم به راه مي کشي و مي آوري. چيزهايي مي فهمي. در خواب يا بيداري ، در مال و در فکر، در فهمت چيزهايي پيدا خواهد شد.هر صبح و شام براي او صدقه بدهيد. کم بدهيد امّا مداوم،۸ در همه روز و همه شب.

                                                            

پي نوشت ها:


 ۱-
امام جواد عليه السّلام در جواب موسي بن قاسم – که در ايّام حج به نيابت از يکايک معصومين عليهم السّلام طواف انجام داده بود- فرمود: « اِستکثر مِن هذا فَإنَّهُ أفضل ما أنت عاملُه إن شاء الله.» (کافي ، ج۴، ص۳۱۴، ح۱). امام کاظم عليه السّلام نيز در پاسخ علي بن مغيرة که در ماه رمضان به روح يکايک معصومين عليهم السّلام يک ختم قرآن هديه مي نمود، فرمودند: « لَکَ بِذلِکَ أن تَکُونَ معَهُم يَومَ القيامة.» « پاداش تو به خاطر اين کار آن است که با ايشان در روز قيامت باشي.»
۲-در زيارت آل يس- که از جانب خود آن حضرت آمده است- به ايشان عرض مي کنيم: «اَلسَّلامُ عَلَيکَ يا بابَ الله وَ دَيّانَ دينِه» « سلام بر تو اي درِ خدا و نگهبان دين او.».اميرالمؤمنين عليه السّلام نيز در وصف برخي از شؤون الاهي خويش فرمودند: « ... أنَا يَدُ اللهِ المبسوطةُ علي عباده بالرّحمة و المَغفرة...؛ من دست گشاده ي خدا هستم که به سوي بندگانش به رحمت و مغفرت باز شده.»التوحيد ،ص۱۶۵،ح۲.
۳- امام صادق عليه السّلام : « هر گاه به کنار قبرها رفتي ،قُل هُوَ اللهُ أحَد را يازده بار بخوان و آن را براي ايشان هديه کن. پس روايت شده که خدا به تعداد مردگان (آن قبرستان) بخواننده ثواب مي دهد.» بحارالانوار ، ج۱۰۲، ص۳۰۰، ح۲۶ به نقل از مصابح الزّائر. 
۴- امام رضا عليه السّلام : « هر که به سوي قبر برادر مؤمن خود بيايد و سپس دست خود را بر قبر او بگذارد و هقت مرتبه إنّا أنزَلنا بخواند، از روز ترس بزرگ (قيامت) در امان خواهد بود.» کامل الزيارات ، صص۳۳۳-۳۳۴،ح۳.
۵- وسايل الشيعه، ج۸، ص۱۴۷، ح۲.
۶- اين پول چيز عجيبي است. معطّل نشو، که جان ما دنبال پولمان است! هر جا که پولت رفت، دلت هم مي رود! باور نداري؟! امتحان کن: يک قاليچه يا لوستر بخر و تقديم اين مسجد کن. وقتي چنين کردي، هر شب دلت مي خواهد براي نماز به همين مسجد بيايي و يک نگاهي هم به آن قاليچه يا چراغت بياندازي! از خودت خوشت مي آيد که: بَه بَه! الحمدالله. اين من بودم که اين چراغ يا فرش را دادم به مسجد.يک مقدار پول دادي؛ حالا دلت به دنبال آن است. 
۷- (الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَموالَهُم فِي سَبِيلِ اللهِ ثُمَّ لا يُتبِعُونَ ما أَنفَقُوا مَنَّا وَ لا أَذيً لَهُم أَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم وَ لا خَوفٌ عَلَيهِم وَ لا هُم يَحزَنُونَ؛ آنان که دارايي خويش را در شب و روز و آشکار و نهان انفاق مي کنند، نزد خداوند پاداش دارند و هيچ حزن و هراس بر آنان نخواهد بود.)(سوره ي بقره (2): آيه ي ۲۷۴)
۸- کار اندکي که مداوم باشد بهتر از زيادي است که مداوم نباشد.(نهج البلاغه ، حکمت ۴۳۶)

منبع: کتاب بهار دل ها (مباحثي پيرامون وجود مقدس امام زمان عليه السّلام)
+نوشته شده درچهارم دی 1387ساعت 8:36 توسط آرزو کلاهچی |