تبليغاتX
 
:: عطش حضور ::  



عاشق عاشقی-نیمه شعبان

کاش شبي مست حضورم کني،
با خبر از وقت ظهورم کني،
کاش که اين فاصله راکم کني،
محنت اين قافله را کم کني،
هرکه به ديدار تو نائل شود، يک شب حلال مسائل شود،
اي نفست یارو مدد کار ما،
کي و کجا وعده ي ديدار ما؟

+نوشته شده دربیست و هشتم شهریور 1387ساعت 23:30 توسط آرزو کلاهچی |

+نوشته شده دربیست و پنجم شهریور 1387ساعت 14:22 توسط آرزو کلاهچی

 

یا علیُّ یاعظیم  یا غفور یا رحیم انت الربُّ العظیم الذی لیس کمثله شی و هو سّمیع البصیر و هذا شهر عظّمته و کرَّمته و شرّفته و فضّلته علی الشهور و هو الشّهر الذی فرضت صیامه علیّ و هو شهر رمضان الّذی انزلت فیه القرآن هدی للنّاس و بیّنات من الهدی و الفرقان و جعلت فیه لیله القدر و جعلتها خیرا من الف شهر فیاذالمنّ و لا یمن علیک مُنّ علیّ بفکاک رقبتی من النّار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین.

 

+نوشته شده دربیست و پنجم شهریور 1387ساعت 8:57 توسط آرزو کلاهچی

 

  

+نوشته شده دربیست و دوم شهریور 1387ساعت 8:3 توسط آرزو کلاهچی |

  • مناجات افشاری
  • ربنا شجريان
  • تواشيح
  • اذان مؤذن‌زاده اردبيلي
  • دعای افطار
  • دعای ماه رمضان
  • +نوشته شده درهجدهم شهریور 1387ساعت 15:44 توسط آرزو کلاهچی |

    سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام

    یكی از زیارات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با این الفاظ آغاز می‌شود: "اللّهمَ بَلِّغ مَولایَ صاحِبَ الزَّمانِ صَلواتُ اللهِ عَلَیه ..."كه سفارش شده هر روز صبح با این زیارت حضرت را یاد كنیم .

    در فرازی از این زیارت می‌خوانیم: "اللّهمَ اِنّی اُجَدِّدُ لَهُ فی هذا الیَومِ وَ فِی كُلِّ یَومٍ، ‌عَهداً و عَقداً و بَیعَةً فی رَقَبَتی"؛‌ خدایا من باز تجدید می‌كنم عهد و عقد و بیعتی را كه از آن حضرت بر گردن جان من است.

    در این فراز سه لفظ عهد، عقد و بیعت ذكر شده است كه در نگاه اول به ذهن می‌رسد كه هر سه لفظ یك معنا دارند. برای درك بهتر این مفاهیم،‌ معانی آنها را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

    عهد: معنای لغوی عهد یعنی شناسایی امری و پیمان بستن. پس در وهله اول باید امام و وظایفمان را نسبت به ایشان شناسایی كنیم و پیمان ببندیم.

    عقد: معنای لغوی عقد استوار كردن پیمان و گره بستن آن است. یعنی پس از این كه مرحله عهد یعنی شناخت را طی نمودیم و پیمان بستیم باید نسبت به آن پیمان استوار باشیم و محكم گره بزنیم.

    بیعت: معنای لغوی بیعت، پیمان دوستی بستن و پیروی و اطاعت می‌باشد. 

    پس باید سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام برداریم:

    عهد: پیمان اولیه (پس از شناخت و آگاهی)

    عقد: محکم کردن این پیمان (انجام رفتارهای لازم و شایسته)

    بیعت: پذیرش اطاعت و فرمانبرداری خالصانه (مرتبه‌ی اخلاص و پیروی خالصانه)

    +نوشته شده درچهاردهم شهریور 1387ساعت 7:58 توسط آرزو کلاهچی |

    الهی دعوتم کردی، ردم مکن
    شعله ورم کردی، سردم مکن
    آمدم تا با تو راه های نرفته را بروم
    آمدم و مطمئنم که تو سالها چشم به راهم بودی
    حالا دستم را بگیر و مرا پا به پا ببر تا خودم را پیدا کنم
    من سال هاست که در خودم قدم می زنم،
    ولی به خودم نمی رسم
    مرا به خودم برسان؛ من گم شده ام.

    حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد

    به نقل از وبلاگ خانه دوست کجاست

    +نوشته شده دردوازدهم شهریور 1387ساعت 7:32 توسط آرزو کلاهچی |

    پیامبر گرامی اسلام در رابطه ی با ظهور فرمودند:

          « سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان جز یک روز

      نماند، پس خداوند، همان یک روز را آن قدر طولانی کند تا فرزندم مهدی خروج نماید

     و آنگاه زمین را با فروغ پروردگار خویش روشن و حکومت آن عزیز به شرق و غرب

     گیتی رسد.»

     

      

    +نوشته شده درنهم شهریور 1387ساعت 18:26 توسط آرزو کلاهچی |

    +نوشته شده درششم شهریور 1387ساعت 10:15 توسط آرزو کلاهچی |

    سوال:
    امام زمان (عج) چه شباهت ها و تفاوت هایی با موعود سایر ادیان الهی یا غیر الهی دارد؟
     

    پاسخ:
    معرفی موعود آخرین دوران زندگی بشر امریست که از دیرباز ادیان و مکاتب مختلف به آن اهتمام ورزیده اند. لکن تعدد ادیان از یک سو و وسعت دایره ی موضوع مورد سؤال از سوی دیگر بررسی همه ی زوایای مربوط به آن را ناممکن می سازد. از طرفی تحریفات بی شمار و عدم امکان دسترسی به نسخه های اولیه ی کتب آسمانی ادیان (بجز اسلام) باعث شده تا نتوان سخنی کامل و متقن از دیدگاه این ادیان بیان نمود.
    در این کوته سخن سعی شده با رعایت اختصار بیشتر تکیه بر کتب و منابع موجود ادیان شود و نظر اسلام، یهود، مسیحیت، زرتشت و بودا مطرح گردد.
    کلیات بحث را می توان اینگونه طبقه بندی کرد:

    الف) دیدگاه های مشترک ادیان:
    1. وعده ی بشارت ظهور.
    2. شخصیت والا و منتخب منجی.
    3. حکومت جهانی.
    4. برقراری صلح و عدالت و شکست بساط ظلم.
    5. وارثان زمین شدن صالحان و مظلومان.

    ب) دیدگاه های متفاوت ادیان:
    1. هویت منجی موعود و القاب وی.
    2. جایگاه و مراتب معنوی موعود.


    الف) وجوه مشترک ادیان

    1. وعده بشارت ظهور:
    الف. اسلام: این مسئله جزو عقاید مسلم اسلام است و در قرآن و روایات اسلامی (مخصوصاً در تشیع) به تفصیل در این مقوله بحث شده است.[1]
    خداوند سبحان، در آیه «وعدالله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض...»[2] وعده ی ظهور را داده است. از امام محمد تقی (ع) روایت شده که فرمود: «قائم ما همان مهدی موعود است... به آن خدایی که محمد را به پیغمبری فرستاد و ما را به امامت مخصوص داشت سوگند که: اگر از عمر دنیا یک روز بیش هم باقی نمانده باشد خدا آن روز را طولانی می گرداند تا مهدی ظاهر شود و زمین را از عدل و داد پر کند، چنانکه از ظلم و جور پر شده است.[3]

    یهودیت
    در آیین یهود نیز بارها بشارت ظهور ماشیح (mashiah) آمده است.[4] «در آنروز سرور بزرگ مکائیلی خواهد ایستاد و ... از خوابندگان در خاک زمین (مردگان) بسیاری بیدار خواهند شد بعضی در جهت حیات ابدی و بعضی برای شرمساری و حقارت ابدی».[5]
    در این کلام به بحث رجعت در زمان ظهور مهدی (ع) که در عقاید اسلامی نیز مورد تأیید است اشاره شده است.

    مسیحیت
    پیروان دین مسیح (کاتولیک ها، ارتودکس ها، پروتستان ها) نیز در انتظار منجی موعودند. «و چون فرزند انسان در جلال خود جمع خواهد آمد، جمیع ملائکه مقدسه بر کرسی بزرگی خود قرار خواهد گرفت...».[6]
    «و من از پدر سؤال می کنم و تسلی دهنده ای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه باشد، یعنی روح راستی که جهان نمی تواند او را ببیند...».[7]

    زرتشت
    پیروان این آیین منتظر سه موعودند که هر یک به فاصله ی هزار سال از یکدیگر ظهور خواهند کرد که همگی از فرزندان زرتشت خواهند بود که سومی (استوت ارته) آخرین موعود است.
    «فر کیانی نیرومند مزدا آفریده را می ستاییم؛ ... در هنگامی که گیتی را نو سازد... در آن هنگام که مردگان اگر برخیزند و به زندگان بی مرگی روی کند...»[8]

    2. شخصیت والا و منتخب:
    در تمام ادیان شخصیت منجی موعود در جایگاهی ممتاز واقع شده، اما اسلام در رأس این ادیان ویژگی های فوق العاده ای بر حضرت مهدی (ع) درنظر گرفته است.
    از دیدگاه اسلام (بالاخص تشیع) منجی دوران آخر در اوج ویژگی های مثبت انسانی و برگزیده ی ویژه خداست. عصمت، واسطه ی فیض الهی و دریچه ی نزول مواهب و برکات خداوند، محور هستی و باعث آرامش نظام هستی از جمله شاخصه های برجسته ایست که اسلام به حضرت ولی عصر (عج) منسوب می دارد. در سایر ادیان نیز همواره از جلال و شکوه موعود به زیبایی یاد شده است که گوشه ای از آنها در خلال متون منقول در این یادداشت قابل برداشت است.

    3. حکومت جهانی
    غالب ادیان بزرگ حکومت منجی را حکومتی فراگیر و جهان گستر دانسته اند به طوری که همگی ملل، ادیان و فرهنگ ها زیر لوای یک پرچم و با خوشی و رضایتمندی اجتماع خواهند کرد.

    اسلام
    «او خداییست که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر تمام ادیان غالب گردد، اگرچه مشرکین خوش نداشته باشند».[9]
    از این آیه برداشت می شود با ظهور مهدی (عج) نور اسلام به سراسر دنیا تابیده و تمام افراد بشر یا سر تسلیم و فرمانبرداری فرود می آورند یا در زیر تیغ عدالت هلاک خواهند گشت و پرچم اسلام در همه جا برافراشته و عزتمند خواهد گشت.

    یهود
    در زبور داود (ع) آمده: «ای خدا، شرع و احکام خود و ملک و احکام خود را به ملک زاده عطا فرما تا ... از دریا تا دریا و از نهر تا نهر تا دورترین نقاط زمین سلطنت کند...».[10]

    مسیح
    «... همه قبایل نزد وی جمع خواهند آمد...».[11]

    4. برقراری عدل و صلح جهانی و برچیده شدن سلطه ظلم و جور
    مبحثی است که غالباً هر جا که از منجی صحبت به میان آمده مورد تأکید بوده است.

    اسلام
    مبارک ترین بشارتی که به مؤمنان داده شده وعده حکومت بر زمین، غلبه بر ظلم و جور و زندگی ایده آل و آرمانی بدور از ترس و وحشت و در اوج امنیت و رضایت است؛ "خداوند وعده داده آنان را خلیفه ی زمین گرداند... و دینی که برایشان پسندیده است استوار و نیرومند گرداند و ترسشان را به ایمنی تبدیل کند... تا تو را عبادت کرده و شرک نورزد".[12]

    یهود
    «و او قوم تو را به عدالت داوری خواهد نمود و مساکین تو را به انصاف ... و ظالمان را زبون خواهد ساخت... در زمان او صالحان خواهند شکفت... و جمیع امت های زمین او را خوشحال خواهند خواند».[13]
    «... کیست که عدالت او را نزد پاهای وی می خواند... و او را بر پادشاهان مسلط می گرداند...».[14]
    در آیین هندو نیز آمده است: «چرخش روزگار به پادشاهی عادل در آخرالزمان می رسد که ...».[15]

    5. صالحان و مظلومان وارثان زمین
    این موضوع نیز در غالب ادیان مطرح شده است و امید همه به روزی است که جبهه ی به ظاهر قوی و قدرتمند ظلم در هم شکند و مظلومان و مستعضعفان به قدرت برسند.

    اسلام
    «ما اراده کردیم که بر ضعفای زمین نهاده، پیشوا و وارث زمینشان گردانیم».[16]
    «ما بعد از آنکه در تورات نوشته بودیم در زبور نوشتیم که بندگان شایسته ی ما وارث زمین می شوند».[17]

    یهود
    زبور «... اما متوکلان به خدا وارث زمین خواهند شد... اما متواضعان وارث زمین شده از کثرت سلامتی متلذذ می شوند... صدیقات وارث شده ابداً در آن ساکن خواهند بود».[18]

    زرتشت
    «... که به سوشیانت پیروزمند و به سایر دوستانش تعلق خواهد داشت... تباهکار نابود خواهد گردید و فریفتار رانده خواهد شد».[19] سوشیانت همان منجی است.

    وجوه افتراق
    محدودیت در حجم پاسخ ما را برآن داشت تا تنها به دو نکته از اساسی ترین تفاوت ها بین مکاتب و ادیان نگاهی اجمالی داشته باشیم.

    هویت منجی و القاب وی
    نوع بشر در همه ی ادوار تاریخ به دنبال معبود و سرپرستی برای پناه و پرستش می گشته اما غالباً به بیراهه و انحراف رفته و به ذات احدیت شرک ورزیده است. بحث منجی موعود نیز چنان اهمیت و جایگاهی برای ایده آل های بشر دانسته که همواره منتظر پیروزی و ظفرمندی حق بوده اما باز اغلب در مورد شناخت منجی موعود دچار اشتباه شده و در حیطه گنجایش ذهنی اش افرادی را نامبرده است. مثلاً اسلام ناب منجی موعود را حضرت مهدی (عج) می داند آخرین امام معصوم که هم اکنون زنده و از دیده ها پنهان است. در اسلام اسامی و القاب متعددی برای آنحضرت ذکر شده است تا آنجا که تنها در یک کتاب به 182اسم اشاره شده است.[20]
    نام غالب در آیین یهود «ماشیح» است. مسیحیان نیز منتظر ظهور حضرت مسیح اند و اغلب از القاب «شیلو، روح راستی، پسر خدا و پسر انسان» در کتب مقدس نامبرده شده است.[21]
    زرتشت نام آخرین سوشیانس (منجی) خود را «استوت ارته» نامیده است. در آیین هندو «کالکی» نجات بخش موعود است و ... .

    2. جایگاه و توجه ادیان به موعود منتظر
    متأسفانه مسئله ظهور منجی اگرچه بسیار مهم و حیاتی است اما در ادیان غیر اسلام توجه کافی بدان نشده و به اندازه کافی مورد بحث قرار نگرفته. پیروان این ادیان غالباً به همین اندک مباحث هم توجه نداشته و به کلی این بحث در حاشیه قرار داده شده است و هیچ مسئولیتی را متوجه خود نمی دانند. در این میان اسلام ناب، هم عظمت و جایگاه رفیع منحصر به فردی برای حضرت مهدی (عج) درنظر گرفته و هم برای منتظران ظهور مسئولیت های خطیر و سنگینی را در باب انتظار فرج درنظر گرفته است. از منظر اسلام همین بس که وجود مبارک حضرت مهدی (عج) شخصیتی است معصوم (عاری از هرگونه خطا و عصیان)،[22] واسطه ی فیض الهی،[23] و دریچه رحمت حق و همچنین باعث وجود آرامش جهان، که اگر لحظه ای زمین از وجودش خالی شود تمام اهلش را در خود فرو خواهد برد.[24]


    جمع بندی
    اگرچه در بیان شباهت ها بیان شد که تمام ادیان و مکاتب منتظر ظهور منجی اند، منتظر روزگاری سرشار از عدالت و مهر و دور از ظلم و جورند، اما چنانچه در تفاوت ها ذکر شد غالباً پیروان این ادیان به بیراهه رفته و در مورد عظمت وجودی، هویت و شخصیت منجی موعود و همچنین وظایف خود در دوران غیبت و قبل از ظهور موعود دچار غفلت و گمراهی شده اند.
    امید که با تمسک به قرآن کریم این چشمه ی زلال حقیقت و روشنایی بتوانیم هرچه بهتر در کسب معارف الهی کوشا باشیم.

    ------------ --------- --------- --------
    [1] علامه مجلسی (رضوان الله تعالی) صد و سی آیه از قرآن را مربوط به حضرت مهدی (ع) دانسته و آنها را تفسیر روایی کرده اند و تنها بالغ بر سیصد روایت با مضمون «یملأ الارض عدلاً و قسطاً» آورده اند.
    [2] «خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و عمل شایسته انجام داده اند وعده داده که آنان را خلیفه ی زمین گرداند.
    [3] بحارالانوار، ج 51، ص 156.
    [4] در «گنجینه ای از تلمود» چندین آیه از شخصیت «ماشیح» بحث به میان آورده (آبراهام کهن، فریدون گرگانی، ص 354-352. به نقل از فصلنامه تخصصی انتظار موعود، شماره 15، فصل 6، سال 1384 هجری شمسی.
    [5] کتاب مقدس، کتاب دانیال نبی، ترجمه فاضل خان همدانی، ص 1567، بند 3-1. به نقل از درسنامه مهدویت، خدا مرد سلیمیان، 1385، ص 24.
    [6] همان، انجیل متی، باب 25، بند 33-31. کتاب مقدس، دارالسلطه ی لندن، 1914.
    [7] انجیل یوحنا، 14: 17.
    [8] ر.ک: یشتها 2: 349. به نقل از همان منبع، پاورقی 4، ص 160.
    [9] صف، 9 و توبه، 33.
    [10] به نقل از امید سبز، محمد علی فرزی خراسانی، ص 77.
    [11] انجیل متی، باب 25، ص 60، بند 33-31.
    [12] نور، 54.
    [13] زبور داود (ع)، مزامیر 72: 18-2؛ 96: 13-10.
    [14] کتاب مقدس، عهد عتیق، کتاب اشعیای نبی، ص 1031 و 1057. به نقل از همان منبع، پاورقی 4، ص 140.
    [15] برگرفته از امید سبز، ص 76.
    [16] قصص، 4.
    [17] انبیاء، 150.
    [18] کتاب مقدس، مزامیر داود، مزمور 37، بندهای 37-9.
    [19] یشتها، ص 160.
    [20] نجم الثاقب، ص 132-55.
    [21] انجیل یوحنا، باب 41، آیه 26؛ 16: 13-7؛ 7: 2؛ 19: 8.
    [22] معصوم بودن: سلیم بن قیس می گوید: از سلمان شنیدم که می گفت: گفتم یا رسول الله هر پیغمبری وصی داشته وصی شما کیست؟ فرمود: شهادت می دهم ای سلمان که علی بن ابی طالب وصی من است... و اوصیائم پسرم حسن و حسین و بقیه از فرزندان حسینند. آنها با قرآنند و قرآن با آنها است از هم جدا نمی شوند مانند این دو انگشت... هر کس از آنها اطاعت کند از خدا اطاعت کرده است و هر کس اطاعت نکند خدا را اطاعت نکرده، همه شان هادی و مهدی اند، و نازل شدن این آیه درباره ی من و درباره ی برادرم و دخترم فاطمه و درباره ی پسرم و اوصیاء یکی بعد از دیگری که فرزندان من و فرزندان برادرم می باشند (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً اتدرون ما الرجس یا سلمان قلت لا قال الشک لایشکون... مطهرون معصومون من کل سوء، آنها از هر ناپاکی پاکیزه و از هر بدی معصوم اند. سپس حضرت دست مبارک بر حسین (ع) زد و فرمود مهدی امتم ... از فرزندان این است امام بن امام و عالم بن عالم و وصی بن وصی است... (کتاب سلیم بن قیس، ص 429).
    [23] ... بکم فتح الله و بکم یختم و بکم ینزل الغیث، مفاتیح الجنان، زیارت جامعه، ص 548. به وسیله ی شما خداوند باب رحمت ها را می گشاید و به وسیله شما امر را به پایان می برد و به وسیله ی شما باران را فرو می فرستد.
    [24] لولا الحجة لساخت الارض اهلها، کافی، ج 1، ص 179

    +نوشته شده درچهارم شهریور 1387ساعت 15:55 توسط آرزو کلاهچی |

    یارب مددی.. اسیر دنیا شده ایم
    لبریز.. زموج غم چو دریا شده ایم
    در وسعت بیکران عالم....از درد
    مهدی برسان که سخت تنها شده ایم

                                                             هاشمی زا ده

    +نوشته شده درچهارم شهریور 1387ساعت 15:8 توسط آرزو کلاهچی |

    السلام عليك يا مولاي، سلام مخلص لك في الولايه اشهد انك الامام المهدي قولاً و فعلاً و انت الذي تملأ لارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً فعجل الله فرجك و سهل مخرجك و قرب زمانك و كثر انصارك و اعوانك و انجز لك ما و عدك فهو اصدق القائلين و نريد ان نمن علي الذين استضعوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين، يا مولاي يا صاحب الزمان.

    سلام بر مهدي، جوهر دين و نور يقين، ذخيره الهي و منجي نهائي؛

    سلام بر مهدي، كعبه مقصود و قبله موعود، سر عظيم و اسم اعظم؛

    سلام بر مهدي، ستاره طالع و نجم ثاقب، مسيح مسيحها و موعود موعودها؛

    سلام بر مهدي، صاحب شب قدر و عصاره عصر؛

    سلام بر مهدي، ديده بان خدا و مظهر هدي، وصي اوصياء و گزيده اولياء؛

    سلام بر مهدي، علم منصوب و علم مصبوب، پرچم برافراشته و دانش انباشته؛

    سلام بر آن عزيزي كه كمال موسي و بهاء عيسي و صبر ايوب با اوست، و آن سفينه النجاه در وصفش فرمود: تعرفون المهدي بالسكينه و الوقار، و بمعرفه الحلال و الحرام و بحاجه الناس اليه و لايحتاج الي احد.

    او كه چون برخيزد عالمي را برخيزاند و بدنبال خويش كشاند.

    +نوشته شده درسوم شهریور 1387ساعت 15:59 توسط آرزو کلاهچی |

    ترا چه بخوانم ؟

    "بهرام"،"خسرو"،"قاطع"،"منصور"،يا "صمصام الحق"؟

    به سبك زبورخوانان "قائم"يا به زبان تورات (لغت تركوم)"قيدمو"؟ يا به رسم صحف ابراهيم "صاحب" بخوانمت؟

    يا مهدي بزرگ كه در تورات ...عمراني"ماشيع"لقب گرفته است؟

    آري تو "فردوس اكبر" رومياني وبراي فرنگيان در كندرال "خجسته "اي.

    زردشتيان "سروش ايزدت"مي خوانندودر عهد قديم "پسر انساني".

    چه بخوانمت ؟ اي ناياب ترين در‍‍‍‍‍ّ هستي!عدالت گستر بزرگ!"فيروز"يا "شماخيل"يا "لسان الحق"؟

    چه تفاوت دارد نامت چه باشد؟

    همه منتظرت هستیم

    ای بزرگ مرد

     

    به نقل از وبلاگ منجی در ادیان

    +نوشته شده درسوم شهریور 1387ساعت 7:52 توسط آرزو کلاهچی |