|
|
|
درباره مهدويت و مسائل مختلفي که دراين خصوص مطرح است از جمله ممکن است در اذهان اين سئوال نقش ببندد که آيا غير از امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، اشخاص ديگري نيز از نظرها غايب گشته اند؟خود غايت شده اند. با مرور تاريخ درمي يابيم که برخي از انبيا و اولياي الهي نيز به دلايل مختلفي غايب گشته اند. 1- غيبت حضرت خضر: به اعتقاد اکثر مسلمين جهان و نوشته مورخان ، خضر پيغمبر از زمان حضرت موسي عليه السلام تا کنون زنده است و کسي از مکان يارانش اطلاعي ندارد . داستان وي با حضرت موسي در قرآن آيات 59 تا 82 سوره کهف ذکر شده است. 2- غيبت حضرت موسي بن عمران (ع): ايشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غيبت هيچ کس از او اطلاعي نداشت و موسي را نمي شناخت، تا زمانيکه خداوند او را برانگيخت و او به دعوت خلق برخاست. 3- غايب شدن يوسف بن يعقوب: با وجود آنکه يعقوب پيغمبر بود و به او وحي مي شد، ولي از غيبت فرزندش يوسف خبر نداشت و ديگر فرزندانش نيز بي خبر بودند تا اينکه پس از سالها غيبت اين راز فاش گرديد. 4- غيبت حضرت يونس: وقتي قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند. يونس(ع) از ميان آنان گريخت و از نظر قوم خود پنهان گشت. خدا او را در شکم ماهي پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بيرون آورده و سالم به سوي قومش بازگردانيد. 5- داستان اصحاب کهف: اينان به خاطر حفظ دينشان از ترس مردم فرار کرده و 309 سال از نظر قوم غايب شده و به حالت ترس به غاري پناه بردند، تا آنکه خدا آنها را از خواب بيدار نموده و به سوي قومشان بازگرداند. 6- داستان حضرت عزيز : جريان ايشان در آيه 261 سوره بقره آمده که خداوند او و الاغش را صد سال مي ميراند و بعد او را زنده مي گرداند در حاليکه آب و غذايش هنوز باقي و تغييري نکرده است. 7- غيبت حضرت عيسي: يهود و نصاري بر کشته شدن ايشان اتفاق نظر دارند، اما خداوند با بيان اينک او را نکشته و دار نزده اند بلکه مطلب بر آنان مشتبه گشته است (نساء 156) ايشان را تکذيب کرد. عيسي بن مريم هم اکنون زنده و غايب است و زمان ظهورحضرت مهدي ارواحنا له الفداه از آسمان به زمين فرود مي آيد. پيامبر اکرم صلوات الله عليه مي فرمايند که در زمان ظهور، حضرت عيسي به امام زمان در نماز اقتدا مي کند. 8- غيبت حضرت ابراهيم: در زمان تولد حضرت ابراهيم ، آزر منجم ، خبر تولد نوزادي را داده بود که سلطنت نمرود را بر هم خواهد زد. پس نمرود تصميم به کشتن او گرفت. به شهادت تاريخ بين 77 تا 100 هزار کودک پسر در اين ماجرا کشته شدند اما نمرود نتوانست ابراهيم را بکشد. مادرش او را در غاري به دنيا آورد و همانجا بزرگ شد. گويند اين غيبت 13 سال به طول انجاميد. 9- غايب شدن حضرت صالح: حضرت صالح بر قوم ثمود که مردمي بت پرست بودند، مبعوث گرديد. شيخ صدوق در کمال الدين، ج 1، ص 136 از حضرت صادق عليه السلام روايت مي کند که: صالح مدتي از نظر قومش غايب شد. صالح در روز غيبت مردي کامل و داراي شکمي هموار، اندامي زيبا، محاسني انبوه و گونه هايي کم گوشت، ميانه رو و متوسط القامه بود. پس از غيبت، وقتي به سوي قوم بازگشت تغيير کرده بود و او را نشناختند. اين مطالب نمونه هايي چند از غيبت انبيا و اولياي الهي بود که به عنوان شاهد بر وجود غيبت در زمان قبل از ولي عصر (عج) ارائه گرديد. این مطالب از سایت امام المهدی دریافت شده است.
عبارات و جملاتی هستند كه در وقت مطالعه خواننده را از ظرف زمان و مكان خارج كرده و به شرط آنكه چشمش خیره بر روز و اخبار و حوادث روزانه نمانده باشد او را متذكر میشوند.
«لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا مما تحبون»، هرگز به مقام ابرار، صاحبان بَر، نمیرسند مگر آنكه انفاق كنند آنچه را كه دوستتر دارند. پوشیده نیست كه جنّات نعیم یكی از هدایا و نعمات خداوند به ابرار است. این رتبه شایسته همان مردان است كه در طرفةالعینی جان شیرین را تقدیم حضرت دوست ساختند. «هر كه شد كشته او نیك سرانجام افتاد». كمیت و كیفیت خدمتگزاری هماره بسته «آگاهی و توانایی» است و كمیت و كیفیت صله و تحفه صاحب نعمت نیز در نسبت با قدرت و دارایی او نیست. آن زمان كه آزادهمردی چون حسین، جمله دارایی خود را در ظهری داغ، بیطلب مابهازاء، بر سر دست گرفت و تقدیم آستان حضرت دوست ساخت، آن شرف را یافت كه به قول جناب سید محمد مهدی میرباقری، روز حسین علیه السلام محور ایامالله شود. پاسخ دلنشین امام محمد باقر علیه السلام خطاب به یكی از علاقمندان اهل بیت است كه خود را شیعه امام معرفی میكرد. حضرت میپرسند: اگر مالی داشته باشی در چه طریقی خرج میكنی؟ میگوید: (مثلاً) برای خود چنین و چنان خرید میكنم و... امام میفرماید: تو از دوستداران مایی و نه از شیعیان ما. ما اگر چیزی داشته باشیم همه را به شیعیان میبخشیم. هر یك از ما، سهمی از دارایی را در طریق امام و اهلبیت علیهم السلام صرف میكنیم و سهم بزرگتری را برای خود نگه میداریم. اصل و محور خودمانیم و امام در حاشیه زندگی ما جای دارد. سنتهایی را به جای میآوریم آن هم به امید پاداش و استخوان سبك كردن و با هزار ترفند نیز آن سهم را كم و كمتر میكنیم. وه كه اگر دانسته شود آن مردان نیك از قبیله ایمان و رستگاری چگونه جبران میكنند و چهسان مینوازند، به یكباره چونان حسین علیه السلام در طریق حق، همه دانستهها را در طریق امام حق و مبین ایثار میكردیم. این عبارت متكی به برهان محكم است كه آیتالله جوادی آملی فرمودهاند: «انسان در عصر غیبت یا منتظر است یا گرفتار جاهلیت». در عصر غیبت قسم سوم نداریم: یا مردم منتظران راستین ظهور ولیعصر ـ ارواحنا له الفدا ـ اند یا اگر منتظر نشدند در جاهلیت به سر میبرند». عموماً چیزی را پاس میداریم و برایش هزینه میكنیم كه آن را بیشتر میشناسیم، بدان نسبت داریم و بدان دلبستهایم. میزان هزینه «جان و مال» در هر طریق، نسبت و علقه ما را به آن طریق مینماید. گاه، هدایا و نذورات ما نیز در پیشگاه حضرات معصومین علیهم السلام به امید دستیابی به مال بیشتر و یا دیگر خواستههای دنیایی است و نه خود حضرات. این عبارت زیبا از حضرت زینالعابدین علیه السلام است كه فرمودند «خود را وقف ما(امام و اهل بیت)كنید». راز طولانی شدن دوری و غیبت را تنها خدا میداند و زمان به سر آمدنش را امّا، برخی عبارات صادره از سوی آن امام عزیز برای مردانی خاص چون شیخ مفید(ره) حكایت از آن میكند كه به قول حافظ شیرازی، «تو خود حجاب خودی» چنانكه فرمودهاند: «از ما دور نساخته است آنان را مگر به عهدی كه با ما دارند وفا نمیكنند» و یا «مگر كردارهای آنان كه به ما میرسد و برای ما ناخوشایند و دور از انتظار است». بیآنكه واقف بر وسعت و ژرفای عمل خود باشیم، باعث طولانیتر شدن غیبت شدهایم. عمل ما فضا را تنگ و ناامن ساخته و زمینههای حضور حضرتش را از بین برده است. مگر جز این است كه جمله دارایی و نعمات آشكار و نهان، به اذن الله، در ملكیت حضرت صاحبالزّمان علیه السلام است؟ و همة خلایق روزی خوار او و او نیز شاهد بر آشكار و نهان ما؟ چه سهمی از همه آنچه را از سوی او دریافت میكنیم برای او، در مسیر او و به نام او هزینه میكنیم؟ چه سهمی از اوقات، اموال و دارایی و توانایی فراوانمان را؟ با این شیوه چگونه میتوان در صف ابرار درآمد، در خیل شیعیانش، در جمع منتظرانش و بالاخره زمینهسازان ظهور مقدسش؟! آیا مجالی برای سر در جیب تفكر فرو بردن مانده است؟ نشریه الکترونیکی موعود دلیل دعا كردن براىسلامتىامام عصر چیست؟ در حالىكه خداىمنان اراده دارد ایشان زنده و سلامت بمانند، آیا اصلا امكان دارد آن وجود مبارك دچار كسالت شوند؟
* * * * * * * * دعا از هر حیث مخصوصاً براىسلامتىامام زمان علیه السلام آثار و بركات فراوانى دارد كه برخى عبارتند از: اگر چه دوستىتمام ائمه معصومینعلیهمالسلام بخشىاز ایمان و شرط قبولىاعمال است، در عین حال دعا كردن در حق امام زمان علیه السلام موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مىگردد. تجدید بیعت با آن حضرت علیهالسلام كارى است كه بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایىكه مربوط به وجود مبارك امام عصر علیه السلام است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود. دعاىشریف «اللهم بلغ مولاىصاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین...» و نیز «دعاىعهد» شاهدى براىاین سخن است. دلت گر كه یك لحظه غافل نشیند خدنگ بلا بر دل دل نشیند در دعاى بعد از این زیارت نیز معانى بلندى نهفته است؛ مانند: خدایا امام زمان علیه السلام را از شر هر متجاوز و سركشىو از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث یومیه، از پیش رو و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگهدارىكن و از این كه آسیب و گزندى به او برسد، جلوگیرىكن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مباركش عدل و داد را پدیدار نما! «اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جمیع خلقك و احفظه من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان یوصل الیه بسوء واحفظ فیه رسولك و آل رسولك واظهر به العدل...» دعا كردن براىسلامتىو فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نیز اهل بیت پیامبر اكرمصلى الله علیه و آله است. آخرین نكته این است كه هر چند طبق وعده الهىحضرت زنده و باقىهستند تا زمانىكه پرچم توحید و عدل را در همه جهان به اهتزاز درآورند، ولىبالاخره بشر هستند و در معرض آفات جسمانىو بلاهاى طبیعى و ممكن است مریض شوند و دچار كسالت گردند و از این نظر دعاىما براىسلامتىحضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شك در سلامتىوجود آن عزیز عالم وجود و آخرین دُرّ صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است. نشریه پرسمان، شماره 20 وجود امام معصومعلیهالسلام سر چشمه فایدهها وبركات فراوانى است كه به حضور او اختصاص ندارد. از جمله مىتوان دو فایده زیر را برشمرد:
وظیفه امامعلیهالسلام تنها بیان ظاهرى معارف و راهنمایى صورى مردم نیست. امام ولایت و رهبرى باطنى اعمال را نیز بر عهده دارد و حیات معنوى مردم را تنظیم مىكند و حقایق اعمال آنان را به سوى خدا حركت و جهت مىدهد. بدیهى است كه حضور و غیبت جسمانى امامعلیهالسلام در این مورد تأثیرى ندارد و امام از راه باطن به نفوس و ارواح مردم احاطه و اتصال دارد. وجود امام همواره لازم است، هرچند هنگام ظهور و اصلاح جهانىاش نرسیده باشد. انسان در زندگى، حیاتى باطنى و معنوى دارد كه از اعمالش سرچشمه مىگیرد و سعادت و شقاوت ابدىاش به طور كامل به آن بستگى دارد. از طرف دیگر، پیامبران و امامانعلیهالسلام خود نیز به دینى كه مردم را به آن راهنمایى مىكنند و رهبرى آن را بر عهده دارند، عمل مىكنند و از همان حیات باطنى كه مردم را به سوى آن حركت مىدهند، برخوردارند؛ زیرا خداوند تا كسى را هدایت نكند، هدایت دیگران را به او نمىسپارد. در نتیجه امامعلیهالسلام علاوه بر ارشاد و هدایت ظاهرى داراى نوعى هدایت و جاذبه معنوى است و به وسیله حقیقت و نورانیت و باطن ذاتش در قلبهاى شایسته و آماده دخل و تصرف كرده، آنها را به سوى كمال و هدف آفرینش جذب مىكند.
مهدي عليه السلام چگونه متولد گشت. مادر بزرگوارش كه بود و هنگام ولادت او چه كرد؟ چه كساني پس از تولد ايشان را ديدند و امام حسن عسكري چگونه ياران و شيعيانش رااز ولادت مخفيانه فرزندش آگاه ساخت؟ كليني در كتاب «كافي» نقل نموده ولادت آن حضرت در نيمه شعبان سال دويست و پنجاه و پنج هجرت بوده.[1] پدرش امام حسن عسگري (ع) و مادرش حضرت نرجس خاتون (عليه السلام) مي باشد و كيفيت تولد آن حضرت از زبان مبارك حضرت حكيمه خاتون دختر امام محمد تقي جواد (عليه السلام) و عمه امام حسن عسگري (ع) بدين شرح است. او مي گويد شب نيمه شعبان سال 255 هجري قمري امام حسن عسگري (ع) مرا خواست و فرمود امشب نيمه شعبان است لطفاً نزد ما باش چون حق تعالي امشب فرزندي را متولد مي كند كه حجت او در روي زمين است. عرض كردم مادرش كيست؟ فرمود : نرجس خاتون است. گفتم : فدايت گردم ! اثري از حاملگي در نرجس خاتون (س) نيست. فرمود : همين است كه مي گويم. سپس به خدمت نرجس خاتون رفتم سلام كردم و نشستم او خواست لباس مرا عوض كند و كفشهاي مرا بيرون آورد. فرمود : بانوي من شب بخير گفتم : بانوي من و بانوي خاندان ما تويي فرمود : نه من كجا و اين مقام بزرگ گفتم : دختر جان امشب خدايتعالي پسري بتو عنايت مي كند كه سرور دو جهان خواهد بود وقتي اين كلام را از من شنيد با كمال حجب و حيا سر را به زير انداخت. سحر براي اداء نماز شب بيدار شدم ديدم نرجس خاتون (س) هنوز خواب است و هيچ آثار وضع حمل در او نيست پس از نماز شب مقداري خوابيدم ولي پس از چند دقيقه با اضطراب از خواب پريدم ديدم باز هم نرجس خاتون خوابيده است با خودم فكر مي كردم كه چگونه ؛ ناگهان حضرت امام حسن عسگري از اتاق خود فرمود كه عمه جان شك نكن امشب فرزندم متولد مي شود. من وقتي صداي آن حضرت را شنيدم مشغول سوره سجده شدم و سپس سوره يس را خواندم كه ناگهان ديدم نرجس خاتون (س) از خواب پريده و مضطرب است نزد او رفتم. گفتم : آيا چيزي احساس مي كني ؟ گفت : بلي گفتم : دل قوي دار اين مولود همان مژده اي است كه به تو داده ام كه ديدم طفل متولد شده و صورت روي زمين گذاشته و خدا را سجده مي كند حضرت را در آغوش گرفتم ديدم پاك از جميع آلودگيهاي كه ساير كودكان دارند مي باشد. بعد از آن حضرت امام حسن عسكري (ع) از اتاق صدا زد كه عمه جان فرزندم را نزد من بياور. من او را نزد امام بروم امام دست زير رانها و پشت بچه گذاشتند و دست بر چشم و گوش و بندهاي او كشيدند و فرمود: پسرم با من حرف بزن آن طفل زبان باز كرد و گفت : اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له و اشهد انّ محمداً رسول الله و سپس بر اميرالمؤمنين و ائمه اطهار (ع) صلوات و سلام فرستاد و وقتي به نام پدرش رسيد چشمهايش را بازكرد و سلام داد. پس از آن حضرت عسكري (ع) به من فرمودند : عمه جان او را نزد مادرش ببر تا به او هم سلام كند و بعد او را نزد من بياور ، او را نزد مادرش بردم به او هم سلام كرد مادرش هم به او جواب داد و به من بازگرداند و من او را نزد پدرش بردم حضرت عسگري (ع) فرمود : روز هفتم ولادتش نيز بچه را نزد من بياور صبح روز 22 شعبان كه به خدمت امام (ع) رسيدم روپوش از روي او برداشتم ولي بچه را نديدم عرض كردم : فدايت گردم بچه چه شد؟ فرمود : او را به كسي سپردم كه مادر موسي فرزند خود را به او سپرد. و به روايتي ديگر : حكيمه گفت : صبح شد ، آمدم به امام حسن عسگري سلام عرض كنم و نشستم حضرت فرمود : «پسرم را بياور» مولايم را كه پارچه اي به دورش پيچيده شده بود نزد امام آوردم ، مثل دفعه پيش او را گرفت ، زبانش را در دهان او فرو برد مثل اينكه شير و عسل به او مي خوراند ، سپس فرمود : «پسرم سخن بگو» حضرت فرمود : «اشهد ان لا اله الا الله» و بر پيامبر ، اميرالمؤمنين و امامان صلوات الله عليهم اجمعين – تا پدرش درود فرستاد و مدح نمود ، سپس اين آيه را تلاوت فرمود : «بسم الله الرّحمن الرّحيم وَ نُريدُ انّمنّ عَلي الذين استضعفوا في الأرض و نجعلهم ائمةً و نجعلهمُ الوارثين و نمكنّ لهُم في الأرض و نري فرعونَ و هافانَ و جُنودُ هُما منهم ما كانوا يحذروُن [2] [3] اراده ما بر اين است كه بر ضعيف نگاهداشته شدگان زمني منت نهيم و آنان را پيشوايان زمين قرار دهيم و در زمين توانايي و اقتدارشان بخشيم و به فرعون و هامان و لشكريانش آن چه را در زمين كه از آن بيمناك بودند به دست اينان بنمايانيم و به ايشان بخشاييم. خبر دادن امام (ع) از نزديك بودن تولد فرزندش و اينكه او حجت خدا در زمين است. اين امر به علم امام برمي گردد و شكي نيست كه امام از گذشته و حال و آينده و تمام وقايع آنها مطلع است.خبر دادن امام از اينكه پسرش از نرجس خاتون متولد مي شود در حاليكه با وجود نزديكي وضع حمل ، هيچ آثار بارداري در آن بانو نبوده است شايد علت مخفي بودن اين امر نيز به همان علت مخفي بودن ساير موارد و جنبه هاي زندگي آن حضرت كه در روايات آمده برگردد. اطلاع داشتن امام حسن عسگري (ع) از دل حكيمه ، وقتي درباره خبري كه امام (ع) به او داد ترديد كرد ، در نتيجه امام او را صدا زد و فرمود : «شتاب مكن» و باز اطلاع داد كه ولادت حجت خدا نزديك است. اين مطلب نيز به علم امام باز مي گردد. كساني كه آن حضرت را در خردسالي ديده اند : 1- غياث بن اسد مي گويد : از محمدبن عثمان عمري يكي از نواب اربعه و نمايندگان ولي عصر (عج) شنيدم كه مي گفت : هنگامي كه حضرت مهدي (عج) بدنيا آمد، از سر مباركش نوري به سمت آسمان اوج گرفت ، آنگاه به سجده افتاد در برابر پروردگار جبين به خاك سائيد سپس سر برداشت و چنين فرمود : اشهدُ ان لا اله الا الله و الملائكة و اولوا العلم قائماً بالقسطِ لا اله الا هو العزيزُ الحكيم و انّ الدين عند الله الإسلامُ[4] خداوند و ملائكه و صاحبان علم گواهي مي دهند كه خدايي جز او نيست ، او قائم به قسط است و جز او خداي مقتدر شكست ناپذيري كه ساخته و پرداخته اش خالي از هر عيب و نقص است هيچ خدايي نيست ، دين پذيرفته شده در نزد خداوند ، همانا اسلام است. محمدبن عثمان ضافه كرد : ولادت آن بزرگوار در شب جمعه بود.[5] 2- احمدبن اسحق سعد اشعري در يك حديث طولاني از امام عسگري نقل مي كند كه از ايشان سؤال كردم : «يابن رسول الله! امام وخليفه بعداز شما چه كسي است؟» امام (ع) به سرعت از جا برخاست و وارد خانه شد ، سپس در حالي كه پسر ماهرو و سه ساله را بهمراه داشت خارج شد و فرمود : «اي احمد بن اسحق! اگر تو در نزد خدا و ائمه احترام نداشتي اين پسرم را به تو نشان نمي دادم ، او همنام و هم كنيه رسول الله است و زمني مالا مال از ستم را از عدل و داد سرشار مي كند.[6]» 3- معاويه بن حكيم و محمدبن ايوب بن نوح و محمدبن عثمان عمري گفتند : «چهل نفر در منزل امام عسگري بوديم ، حضرت پسرش را به ما نشان داد و فرمود : از اين به بعد اين امام شما و جانشين من است ، از او اطاعت كنيد و در امر دين اختلاف نكنيد كه هلاك خواهيد شد ؛ بدانيد كه از امروز به بعد او را نمي بينيد.» چن روزي از اين قضيه نگذشته بود كه امام عسگري از دنيا رفت.[7] 4- امام صادق (ع) در مورد آيه «امّن يجيبُ المضطر إذا دعاهُ و يكشفُ السّوءَ و يجعَلُكم خُلفاءَ الأرض»[8] چه كسي است كه وقتي درمانده اي از روي ناچاري او را مي خواند پاسخ گويد و گرفتاريش را از ميان بردارد و شما را جانشين در زمين قرار دهد؟ فرمود: اين آيه در مورد قائم آل محمد نازل شده است كه در مقام ابراهيم دو ركعت نماز مي خواند و دست به درگاه خدا بر مي دارد ، خداوند دعايش را اجابت مي كند و گرفتاري را بر طرف مي نمايد و او را خليفه روي زمين قرار مي دهد.[9] نام: محمّد. القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظَر، واز همه مشهورتر مهدى. شكل: چون ستاره درخشان نورانى، و داراى خالى سياه بر گونه راست. زادگاه: شهر سامراء. غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال. آشنايي اجمالي با امام زمان(عج) حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ دوازدهمين پيشواي معصوم, بنابر نظريه مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال 255 (هـ . ق) در سامراء متولد شد. او هم نام پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ ( م ح م د ) و هم كنية آن حضرت يعني ابوالقاسم است. از جمله لقب هاي او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقيه الله به شمار مي آيد اما مشهورترين آنها مهدي ـ عليه السلام ـ است. پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ و مادر گراميش نرجس خاتون است كه او را «سوسن», «ريحانه» و «صقيل» نيز ناميده اند.[1] |
پست الکترونيک آرشيو وبلاگ
صحیفه سجادیه رسم انتظار یوسف زهرا مجموعه دعاهای منسوب به امام زمان (عج) بانك صوت وفيلم مذهبي بانك مقالات اسلامي شهید آوینی آرشيو پيوندهاي روزانه
آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387
مقالات اشعار تصاویر احادیث به نقل از آیات قرآنی مناجات مناسبتها معرفی کتابها دل نوشته ها اماکن مقدس ومتبرک به نقل از ..................
آرزو کلاهچی محمودی
موسسه حضرت منجي عج دست نوشته های عاشورایی دست نوشته ای از مهر و معرفت دعا ومناجات قلم وانديشه آموزشی ودرسی گنجینه موفقیت کشتی نجات وحدت وهمدلی شايد اين جمعه بيايد پايگاه حضرت مهدي(عج) حاضر غايب معرفی وبهای اینترنت پايگاه حوزه در انتظار مهدي عج دانشگاه انتظار مسجد مقدس جمكران صالحين بهاردربهار
monesam khoda
پشتيباني
|